بیان بین الصلاتین

حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
صلوات به عنوان یک دعا، نوعی عرض ارادت و اظهار محبت به پیامبر عظیم الشان اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت مکرم ایشان می باشد که رفته رفته به شعار مسلمانان تبدیل شده است.
تأکید قرآن بر صلوات فرستادن بر حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درآیه Nإِنَّ اللهَ وَمَلَائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا[56 احزاب] سبب اهمیت بیشتر آن شده است.
خداوند متعال، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را برای صلوات و درود خویش لایق دانسته و به ملائکه و مؤمنین نیز امر فرموده است تا بر آن حضرت به صورت پی در پی، درود و صلوات بفرستند.
فلسفه صلوات:
صلوات فرستادن مسلمانان بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به گونه ای تشکر از زحمات طاقت فرسای ایشان و اهل بیت علیهم السلام و نیز قدردانی آنها از نعمت هدایت ـ که از بزرگترین نعمت های خداوند است ـ می باشد.
از نظر روانشناسی، صلوات فرستادن برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم موجب ریشه دار شدن محبت به آن حضرت و اهل بیتش می شود و این زمینه سازی روحی، تبعیت بیشتر شخص را از رهنمودهای آن بزرگواران فراهم می کند.
علاوه بر این، صلوات، یک دعا است و موجب نزول رحمت الهی می شود؛ چون مسلمانان هنگام صلوات فرستادن دعا می کنند و از خداوند متعال می خواهند که رحمت بیشتری بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام و آنان را به درجات بالاتر قرب الهی برساند.
همچنین صلوات موجب شناخت ائمه علیهم السلام و مأنوس شدن با آنها و در پی آن، درس گرفتن از مکتب آن بزرگواران می شود؛ لذا صلوات فرستادن بسیار سفارش شده است و یکی از توشه های ارزشمندی است که در آخرت، موجب سنگینی وزنة کارهای نیک ما در میزان اعمال می شود.
ائمه علیهم السلام به عنوان الگوهای عملی ما همواره بعد از ذکر نام شریف پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم صلوات را ذکر فرموده اند که نمونه های بارز آن را می توان در نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و سایر ادعیه مشاهده کرد.
خداوند توفیق فهم معارف دین و عمل به آنها را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد وآل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
از روش های بسیار مؤثر در خود سازی معنوی، استفاده از ابزاری است که بزرگان اهل معرفت و پیشتازان وادی معنویت و تقوا بیان کرده اند و آن دارای چهار مرحله است:
الف) مشارطه و عزم
انسانی که قصد حرکت در جهت کمال و تربیت نفسانی خود دارد ابتدای هر روز لازم است با خود شرط کند که در طول روز مرتکب گناهی نگردد. مثلاً کسنی که می خواهد با یک صفت بدی که در او وجود دارد و یا عادت زشتی که در خود احساس می کند به مبارزه برخیزد، باید با خود عهد کند که آن صفت و یا عادت را از صحنه عمل و رفتار خود دور کند و شیوه زندگی خود را از حاکمیت آن بر کنار نگه دارد و این قدم اول است.
ب) مراقبته و مواظبت
پس از تصمیم و اراده قطعی در این خصوص باید همواره در طول روز و تا هنگام استراحت شبانگاهی به کشیک نفس پرداخته و لحظه ای از آن غافل نباشد تا وسوسه های نفسانی و حالات شیطانی نتواند او را از جاده حق و اعتدال خارج کرده و به سوی آن عمل و یا صفت زشت سوق دهد و یا کار پسندیده را در نظرش به صورت دیگری جلوه دهد و یا با تنبلی و کسالت او را از اقدام و ادامه بر انجام آن منصرف کند.
این قدم بسیار مهمی است که در آغاز، سخت و دشوار است ولی به تدریج از دشواری آن کاسته و آسان خواهد شد.
ج) محاسبه
حسابرسی و تفتیش نسبت به حالات نفسانی و اعمال صادر شده از شخص در طول روز، از ضروری ترین کارهاست که بدون آن هیچ حرکتی رو به سامان نخواهد رفت.
امام کاظم ـ علیه السلام ـ فرمود:هر کس روزانه به حساب خود رسیدگی نکند، تا اگر کار نیکی انجام داده است از خداوند تقاضای توفیق بیشتری کرده و چنان چه مرتکب عمل زشت و گناهی شده است و از او طلب آمرزش و توبه کند، از ما نیست(اصول کافی، ج 2، ص 453)
د) مؤاخذه
قدم نهایی در طی این عملیات این است که با برخورد جدی با خود و گریبان گیری از خویشتن و تنبیه نفس به وسیله روزه و مانند آن در صورت نقض پیمان، از او برای رعایت کردن و نشکستن دوباره آن تعهد بگیرد.
خداوند توفیق فهم معارف دین و عمل به آنها را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد وآل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
دلایلی برای اثبات معاد و قیامت هست مثل:
1. برهان عدالت:یکی از صفات خداوند، عدالت است؛- انسان در این دنیا در انتخاب و انجام کارهای خوب و بد آزاد است؛- برخی از انسان‌ها از آزادی خود استفاده مثبت کرده و برخی اهل گناه و معصیت شدند؛- در مورد بندگان، عدالت حکم می‌کند که هر کس نتیجه عمل خود را به‌صورت کامل ببیند؛ صالحان، پاداش ببینند و تبهکاران، مجازات شوند؛- این دنیا ظرفیت آن را ندارد تا انسان نتیجه اعمال خود را به‌صورت کامل ببیند. چنانکه بسیاری از انسان‌ها به مجازات و پاداش اعمال خود نرسیده‌اند؛بنابراین، همان‌طور که این جهان سرای آزمایش بندگان و تکلیف است، باید جهان دیگری باشد که سرای پاداش و کیفر و ظاهر شدن نتایج اعمال افراد باشد و هر فردی به ثمره اعمال خود برسد، تا عدالت خداوند تحقق یابد
2.برهان حکمت: جهان و انسان، آفریده خداوند است؛ - آفرینش خداوند، مانند سایر کارهای او، بی‌هدف و بیهوده نیست؛- خداوند، جهان را به صورتی آفریده که بیشترین خیر و کمال را برای بندگانش ایجاد کند؛- جهان مادی، مجموعه از خیر و شر است که با یکدیگر ناسازگاری و درگیری دارند؛- انسان، دارای روح قابل بقاء و ماندگاری است و می‌تواند به کمالی جاودانی برسد؛- اگر زندگانی انسان منحصر در همین زندگی دنیایی باشد، هدف خداوند از آفرینش انسان و جهان تأمین نمی‌شود و در این صورت این سؤال مطرح می‌شود که چرا خداوند می‌سازد و از میان می‌برد؛
3.برهان وفای به عهد: 1. خداوند از وقوع قیامت خبر داده است. 2. خبرهای الهی صادق و مطابق با واقع است. 3. بنابراین، وقوع قیامت امری یقینی و حتمی است.
4.دلیل فطرت: هر انسانی میل به بقا و ماندگاری دارد؛- خداوند هیچ میلی را در انسان بیهوده نیافریده است؛ زیرا خداوند حکیم است و حکیم کار بیهوده و لغو انجام نمی‌دهد؛- این دنیا، بقاء و جاودانگی ندارد؛بنابراین، لازم است جهانی ابدی وجود داشته باشد تا میل به بقای انسان، در آن برآورده شود.
خداوند توفیق فهم معارف دین و عمل به آنها را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد وآل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند در قران می فرماید: انَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا ینْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِن مَاءٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِن کُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَینَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ﴿۱۶۴﴾ (ترجمه: قطعاً در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پی در پی آمدن شب و روز و کشتی‌هایی که در دریا روانند، با آنچه به مردم سود می‌رساند و آبی که خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن، زمین را پس از مردنش زنده نموده و از هرگونه جنبده‌ای در آن پراکنده کرده و (هم چنین در) دگرگونی بادها و ابرهایی که میان آسمان و زمین مسخّر است، نشانه‌هایی هست برای گروهی که خردورزی می‌کنند.)[ بقره–۱۶۴]
توضیح برهان نظم :
مقدمه۱. جهان طبیعت در بردارنده پدیده‌های منظم است ؛ این مقدمه از راه شناخت ساز و کارها و قوانین طبیعت حاصل می‌شود. از همین رو، یافته‌های علمی جدید به گسترش دامنه بحث درباره برهان نظم مدد رسانده است.
مقدمه۲. هر نظمی نیازمند تدبیر فاعلی نظم آفرین است. برای اثبات این مقدمه، چند روش ارائه شده است:
روش اول: مقایسه جهان و انسان:
بر اساس این روش، همانطور که هر نظمی در ساخته‌های دست انسان نشان دهنده این است که این نظم، اثر یک تدبیرکننده هدفمندی بوده است، می‌فهمیم که نظم جاری و جهان شمول در جهان طبیعت در اثر تدبیر و هدفمندی کامل موجودی هوشمند و هدفمند است
روش دوم: بر اساس قاعده حساب احتمالات:
بر اساس این روش، احتمال پیدایش اتفاقی یک ساختار منظم، چندان اندک است که نزدیک به صفر درصد است و چنین احتمالی در پیش عقلا قابل اعتنا نیست
نتیجه اینکه یک مبدأ علم و قدرت عظیم در ماوراى نظام جهان خلقت بوده و هست، خواه او را خدا و «الله» بنامیم یا نام دیگرى بر او بگذاریم چرا که اسم گذارى تأثیرى در این بحث ها ندارد.
خداوند توفیق فهم معارف دین و عمل به آنها را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد وآل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
برای درمان دروغ بزرگان چند راه علمی و عملی را سفارش میکنند.
1.درمان از طریق علمی، با مطالعه آیات و احادیث وارده و کتب اخلاقی که در زمینه‌ی مذمت دروغ نوشته شده، حاصل میشود. وقتی انسان به محرومیتها و خسارات ناشی از این صفت فکرمیکند، میتواند با سعی و تلاش و تمرین این صفت زشت را از خود دور کند.
2.یادآوری مداوم پیامدهای دروغ مثل–محرومیت از هدایت خدا، ناتوانی از چشیدن طعم ایمان، قرار گرفتن در زمره‌ی کفار و منافقان، سقوط در آتش جهنم و...– انسان دروغگو را در درمان کمک میکند.
3.یکی از مهمترین روشهای عملی در درمان دروغ آنست که انسان پیش از آنکه کلمه ای را بر زبان بیاورد، درباره‌ی درستی یا نادرستی آن فکر کند و به آثار و عواقبش توجه کند.
4.اجتناب از همنشینی با دروغگویان و محیط های گناه که انسان از انها تاثیر میپذیرد.
5.شناختن ریشه های دروغگویی: دروغ معمولاً از یکى از نقاط ضعف روحى سرچشمه مى گیرد، گاهى انسان به خاطر:
1 . ترس از فقر2 . پراکنده شدن مردم از دور او 3 . دست دادن موقعیت و مقام و زمانى به خاطر علاقه شدید به مال و جاه 4 . به خاطر تعصبهاى شدید و حب و بغض هاى افراطى، زبان به دروغ مى گشاید، باید این ریشه ها را شناخت و آنها را از وجود خود پاک کرد .
6.- مطالعه کتب اخلاقی مثل چهل حدیث امام خمینی و معراج السعاده نراقی .
7.جریمه خود موقع دروغگویی :مثلا مقداری صدقه دهد یا بگوید فلان ذکر رابگویم و...
خداوند توفیق فهم معارف دین و عمل به آنها را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد وآل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
سوال: آیا نجاست سگ در قرآن آمده است و چرا سگ نجس است؟
جواب: 1. همه چیز درقران نیامده و خیلی از موارد مهم دین در قرآن نیست،مثلا اسم ائمه نیامده است و جزئیات نماز نیز نیامده است
2. خود قرآن گفته است،هرچیزی پیامبر بگوید: خدا گفته است و باید اطاعت شود(«ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحى‌»
3.قرآن فرموده که اهل بیت معصومند ،پس تمام سخنانشان درست است(إِنَّمَا یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً)
4.دراحادیث پیامبر و اهل بیت، نجاست سگ امده است و مودر اجماع همه علماست.
5.هرچیز نجسی دلیل بد بودنش نیست،مثلا خون نجس است،ولی زندگی بدون خون ممکن نیست
6.سگ های شکار، گله،پلیس، نگهبان و.. فواید زیادی دارند.
7.سگ در جای خود خوب است،و حتما علت دارد،ولو مانفهمیم. مثل دستور پزشک تعبدی قبول میکنیم
8.سگ بدلییل وفادار بودن و عاطفی بودن ،باعث میشود که انسان بجای ازدواج یا بچه داری دنبال سگ برود و کمتر به دنبال ازدواج و بچه برود،چون احساس عاطفی او را ارضاء میکند و همچنین ناقل برخی بیماریها نیز هست.
9.اذیت سگ حرام است و حتی اگر مقدارآب کمی باشد وبین استفاده از این آب برای وضو یا تشنگی سگ، سگ مقدم است و درتاریخ آمده: پیامبر بعداز برگشت از جنگی درمسیر راه بخاطر یک ماد سگ که بچه هایش را شیر میداد؛ کل مسیر سپاه اسلام را تغییر دادند تا سگ و بچه هایش اذیت نشوند.
خداوند توفیق فهم معارف دین و عمل به آنها را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد وآل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
صلوات دستور خداوند متعال در قرآن مجید استُ پس بندگان خدا وظیفه دارند امر خداوند را اطاعت کرده و بر آنها درود بفرستند. و طبیعی است که این درخواست نزول رحمت و مغفرت توسط مؤمنان از خداوند و مستجاب شدن آن و نزول بیش از پیش رحمت الهی بر آن مخلوق بی‌همتا، نمی‌تواند بی‌نتیجه و بی‌ثمر باشد. بویژه آن‌که خداوند، قبل از این‌که کسی از او درخواست فرستادن صلوات بر پیامبر کند، خود بر او صلوات فرستاده و رحمت و نعمتش را بر او نازل کرده است.
1. روایات متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد ائمه معصومین ( علیه السلام ) و حتی پیامبر اسلام، از بُعد علمی، به طور مستمر در حال تکامل هستند. طبق این روایات؛ در هر شب جمعه، علم زیادی به دریای علم ایشان اضافه می‌شود. این علم ابتدا به پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و سپس به امیرالمؤمنین علی ( علیه السلام ) و به ترتیب، به سائر ائمه اعطاء می‌شود(کافی ج ‏1، ص 253- 255) این ازدیاد در علم، خود نوعی تکامل و بالا رفتن مقام و درجه برای این ذوات مقدس محسوب می‌شود؛ از این‌رو اشکالی وجود نخواهد داشت، اگر بگوییم که این صلوات‌ها و رحمت‌ها، موجب تکامل و بالا رفتن مقام این بزرگواران خواهد شد. لذا امیرالمؤمنین ( علیه السلام ) در خطبه نماز جمعه به اثر صلوات اشاره کرده و می‌فرماید: «خدایا! بر محمد، فرستاده و پیامبرت صلواتی روینده و بالنده بفرست که توسط آن، مقام او را بالا بری(من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 432)
2. صلوات و درود بر پیامبر در حقیقت، تقدیر و تشکر از زحمات و تلاش‌های پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و اهل بیت او است که سال‌ها با راستی و درستی در بین جامعه زیسته و همه سختی‌ها و ناملایمات را در راه هدایت بشر تحمل کرده و اسوه و نمونه انسان کامل شدند. بر این اساس آنان قطعاً مستحق تقدیر و تشکر می‌باشند که کمترین درجه این تشکر ذکر صلوات بر آن‌حضرت می‌باشد. حتی اگر ایشان به این صلوات نیازی نداشته باشند ما به عنوان کسی که از زحمات آنان بهره‌مند هستیم وظیفه داریم که قدرشناس باشیم.
3. علامه طباطبایی(ره) درباره فایده صلوات بر پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) گفته‌اند: صلواتی که ما می‌فرستیم اولاً از خودمان چیزی اهدا نمی‌کنیم بلکه به خدا عرض می‌کنیم و از او می‌خواهیم که بر پیامبر و خاندانش رحمت ویژه بفرستد و ثانیاً گرچه این خاندان نسبت به ما محتاج نیستند ولی به ذات اقدس اله ‏نیازمندند و باید دائماً فیض الهی بر آنها نازل شود. ما با این صلوات در واقع خود را به این خاندان نزدیک کرده‌ایم. بعد در ضمن مثالی فرموده‌اند: اگر باغبانی در باغی که همه گل‌ها و میوه‌هایش مِلک صاحب باغ است کار کند و از صاحب باغ حقوق بگیرد و روز عید، یک دسته گل از باغ تهیه کند و به حضور صاحب باغ ببرد آیا عمل او موجب تقرب به‏ صاحب باغ هست یا نه؟ مسلّماً هست. این عمل نشانه ادب باغبان است. صلوات هم ‏ادب ما را ثابت می‌کند واِلاّ ما که از خودمان چیزی نداریم. بلکه از ذات اقدس اله مسئلت ‏می‌کنیم که بر مراتب و درجات این بزرگواران بیفزاید. و همین عرض ادب برای ما باعث تقرّب است.‏
4. . شاید بتوان گفت؛ اگرچه پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) در مقام ثبوت به بالاترین درجه رسیده است، اما صلوات ما منجر می‌شود که گستره مقام اثبات ایشان وسیع‌تر شود که این خود نوعی ارتقای درجه است. به عنوان نمونه، مقام والای شفاعت به پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) هدیه شده است، اما شاید با صلوات مؤمنان، حضرتشان افراد بیشتری را تحت شمول شفاعتشان قرار دهد.
خداوند توفیق فهم معارف دین و عمل به آنها را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد وآل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
همانطور که رطوبت آب و شوری نمک ذاتی خودشان است و از چیزی نیست.وجود همه چیز از خداست و وجود خدا از چیزی نیست چون ذاتی آن است وگرنه دور(الف از ب و ب از ج و ج از الف) و تسلسل(زنجیره بدون انتها) می شود که باطل است و اگر وجود خدا از چیزی باشد آن چیز خداست؛ سوال بر فرض غلط(هرچیزی علت میخواهد) بنا شده .
+ سوال از چگونگی آفرینش خدا، سوالی است که در متن سوال دارای تضاد است به این معنی که خدا، اگر خدا باشد دیگر آفرینش و نحوه خلق شدن برای وی نمی توان تصور کرد و اگر کسی آفریده و خلق شده باشد پس اصلا خدا نیست._(خودآی یعنی خودش آمده)
مثل این است که گفته شود جزیره نامتناهی (نامحدود). چون جزیره به مکانی گفته می شود که هر طرف آن را آب احاطه کرده باشد یعنی هر چقدر هم بزرگ باشد باز هم از هر طرف با آب محدود شده است حال اگر بگوییم جزیره نا محدود؛ در این صورت اگر واقعا نا محدود باشد پس جزیره نیست و اگر جزیره باشد پس نا محدود نیست چون در هر صورت با آب احاطه و محدود شده است.
اما منشا این سوال، از این جا ناشی می شود که برخی می گویند مگر شما در اثبات خدا نمی گویید هر چیزی نیاز به آفریننده ای دارد؟ پس خدا هم نیازمند آفریننده ای است!
جواب این است که استدلال ما به این صورت است که هر آن چه که ما مشاهده می کنیم ممکن الوجود هستند( یعنی در وجود و ادامه آن نیازمند موجود دیگری هستند) پس باید موجودی باشد که در وجود خود نیازمند دیگری نباشد. و این موجود خداست. چون اگر قرار باشد این سلسله ادامه پیدا کند همین تسلسل ادامه پیدا می کند یعنی a نیازمند b و b نیازمند c و c نیازمند d و... الی اخر. و تسلسل باطل است . اگر کسی بگوید می توانیم بگوییم a نیازمند b و b نیازمند c و c نیازمند d و در اخر d هم نیازمند a باشد در این صورت هم دور پیش می آید و دور هم باطل است چرا که هیچ وقت این مجموعه تحقق خارجی پیدا نخواهد کرد مثل این است که شما 2 یا 3 یا... نفر نشسته باشید و شما برخاستن خود را به نفر دوم و نفر دوم برخاستن خود را به نفر سوم و نفر سوم برخاستن خود را به برخاستن شما مشروط کند در این صورت هیچ برخاستنی تحقق پیدا نخواهد کرد.
پس چون دور و تسلسل باطل است باید موجودی باشد که خلقت تمامی موجوداتی که ما آن ها را در وجود خود نیازمند موجود دیگری می بینیم به او ختم شود.
خداوند توفیق فهم معارف دین و عمل به آنها را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد وآل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
چگونه خدای مهربانتر ازمادر، انسان را میسوزاند؟
اگر مادر به بچه اش بگوید:دست به بخاری داغ نزن که دستت میسوزد. آیا اگر بچه دست بزند به مهربانی مادر ربط دارد؟ مسلما خیر.
وقتی کودکی را مار گزیده است، دوستداران او، دست و پای او را بسته و جای نیش مار را تیغ می زنند تا زهر وارد خون نشود. این کار از سر رحمت و عطوفت است.
خطاهای انسان نیز گاهی سطحی است. خداوند مهلت می دهد و گاهی خطاها شدیدتر و موجب اذیت و آزار دیگران است خداوند نیز در دنیا جریمه و مجازات هایی برای شخص برقرار می شود. تا پشیمان شود و جبران کند و در صورتی که خطاهای او گسترده تر و قابل جبران در دنیا نباشد در عالم برزخ مکافات خواهد شد و اگر خطاها عمیق تر بود در مواقف قیامت و سختی های محشر مجازات خواهد شد تا پاک گردد و در نهایت برخی گناهان با آتش جهنم باید پاک شود و سپس نجات خواهد یافت. در این نگاه نقش آتش جهنم همانند از بین بردن ناخالصی ها در کوره خالص سازی آهن و مس و طلا خواهد
«آخرت ظهور واقعی وضعیت دنیاست». یعنی تجسم وعین اعمال دنیاست. با این توضیح که:
رابطه بین یک جرم و سزای آن می‏تواند چند گونه باشد:
1- اعتباری و قراردادی مثل آنکه برای تخلف از فلان علامت راهنمایی و رانندگی فلان مبلغ را وضع کرده باشند .
2 - تکوینی مثل آنکه اگر کسی سوزن در چشم خود فرو برد کور خواهد شد. 3 - رابطه عینیت که جزاء عین جرم باشد و تجسم اعمال به همین معنای سوم می‏باشد .
اگر سؤال شود که چرا خداوند نظام هستی را بگونه‏ای ترتیب داده است که عمل مجرمانه انسان هویتی اینگونه داشته باشد. می‏گوییم این سؤال مانند آن است که اگر کسی سوزنی در چشم خود فرو برد و نابینا شد. اعتراض کنیم که چرا خداوند آهن را با انعطاف آفرید تا از آن سوزن درست شود و چرا دست را پر قدرت و چشم را نرم قرار داد تا سوزن در او فرو رفته و موجب نابینایی شود غافل از آنکه آنچه او آفریده جای ایرادی ندارد این ترکیب حاصل از حرکات اختیاری ما و شما است که مشکل آفرین شده است. حال سؤال شما را با توجه به مقدمات فوق باید اینگونه تصحیح کرد. که: چرا انسان که قدرت و اختیار و عقل و دانش دارد به جای نزدیکی به رحمت حق و کسب بهشت رضوان چنین جایگاه دردآفرینی برای خود فراهم می‏آورد؟!
اعمال ما صورتی ملکی و دنیایی دارد که فانی و موقت است .در این جهان به صورت سخن یا عمل دیگر ظاهر می شود. نیز صورتی ملکوتی دارد که پس از صدور از ما هرگز فانی نمی‏شود. اعمال ما در وجهه ملکوتی و چهره باطنی باقی است. روزی پرده‏های مربوط به دنیا کنار می رود و حقیقت آشکار می شود . کردارمان را با چهره ملکوتی مشاهده خواهیم کرد. اگر زیبا و لذّت بخش است، نعیم و بهشت ما خواهد بود اما اگر زشت و بد است، آتش و جحیم خواهد بود. جزای آخرت عین کردار دنیا است و چیزی جدا از عمل نیست.
در واقع گناهکاران در لحظه گناه به مثابه بیماری می مانند که اگر چه تیغ جراحی بدنش را پاره کرده، اما به دلیل اثر داروی بیهوشی، متوجه درد و رنج نیست و اگر هوشیاری او بازگردد از این حالش نهایت رنج و عذاب را خواهد داشت.
محبت پدر ومادر و دیگر انسان‏ها غالباً احساسی بیش نیست . در برخى از موارد برخلاف حکم عقل، حق و عدالت عمل مى‏کند. در حالى که لطف و رحمت الهى هرگز جدا از عدل، حکمت و سنت‏هاى حکیمانه پروردگار در نظام خلقت نیست.
برخی از کیفرها لازمه عدل الهی است همان‌طور که در دنیا اگر یک حاکم، شخص ظالمی را که ستم‌های بسیاری روا داشته و حقوق بسیاری از انسان‌ها را تضییع نموده، و یا مادری، یکی از فرزندان را که ستم‌های بسیاری نسبت به فرزندان دیگر روا داشته و حقوق آنان را تضییع نموده، مورد مؤاخذه و کیفر قرار ندهند، مورد ملامت انسان‌های منصف و با وجدان قرار می‌گیرند و عدالتشان زیر سؤال می‌رود، همچنین کسانی که ظلم و ستم‌های بسیاری می‌کنند؛ مثلاً تعدادی از جوانان از یک خانواده را کشته، یا یک یا چند نفر را سال‌ها در زندان نگه داشته، و آنها را شکنجه می‌کنند، آیا عدل و رحمت الهی حکم می‌کند که از آن ظالم بگذرد و انتقام مظلومان را از ستم‌گران نگیرد و آنان را به حال خودشان بگذارند؟
-وقتی کسی مال یتیمی می خورد ، این گونه نیست که خدای متعال جهنمی را از آتشی پر کرده باشد و مال یتیم خور را در آن آتش بیاندازد ، بلکه خوردن مال یتیم باطنی آتشی و سوزناک دارد که در قیامت که روز پدیدار شدن باطن ها است ، باطنش نمایان می شود و آتشی می شود که مال یتیم خور را می سوزاند. آتش و عذاب آن شخص در آخرت باطن عمل خود او است که در دنیا با آن زندگی کرده است.
قرآن کریم می فرماید : « إِنَّ الَّذینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامی‏ ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فی‏ بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعیرا» "کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می‏خورند، (در حقیقت،) تنها آتش می‏خورند و بزودی در شعله‏های آتش (دوزخ) می‏سوزند."
اگر خدا نسبت به این عذاب و آتش خبر می دهد در حقیقت هشدار از گرفتار شدن به باطن و نتیجه اعمال خود ما می دهد و ما نباید به خدا اعتراض کنیم که چرا این هشدار را به ما دادی و آتش را به او نسبت دهیم و بگوئیم که خدایا چرا ما را به خاطر مثلا خوردن مال یتیم در آتش دردناک جهنم سوزاندی ؟
مانند هشداری که پلیس نسبت به تصادف و یا سقوط در دره ، به رانندگان خاطی می دهد. اگر راننده ای خطا کرد و رعایت سرعت و نکات راهنمائی و رانندگی را نکرد و به دره سقوط کرد یا با ماشین دیگر تصادف کرد نمی تواند پلیس را مقصر بداند که چرا برای خطای من چنین جریمه و عذابی را معین کردی ؟! بلکه باید خودش را سرزنش کند که چرا عملی را مرتکب شدم که نتیجه و باطنی چنین دردناک و نابودگر داشت؟
البته جهنم برای اکثر خوب است،چون باعث پاک شدن میشود و بعد از پاکی به بهشت میروند.
خداوند توفیق فهم معارف دین و عمل به آنها را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد وآل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
هیچ کاری بدون اذن خدا اتفاق نمی افتد، ولی خداوند دنیا رابر اساس قانون علت و معلول خلق کرده و چشم مثل بقیه وسایل می تواند اثر بگذارد و در واقع اثر روح فرد است. یعنی همانطوری که خدا در چاقو اثر بریدن را گذاشته است، در چشم نیز اثر گذاشته ا ست.
چشم زخم طبق آیات 67 یوسف و 51 قلم و احادیث صحت دارد. پیامبر: چشم زخم واقعیت دارد و مرد را در قبر و شتر را در دیگ قرار می‌دهد.»(بحارالانوار،ج 63، ص 26)
راهکار دفع چشم زخم:
1. از خود نمایی و تجمل و نشان دادن نعمتهای خدادای در معرض چشم حسودان پرهیز نمایید
2. به اذکار و عاهای ذکر شده برای رفع ان مراجعه کنیم مثل خواندن سوره های ناس و فلق و ایه الکرسی و ذکر ماشا‍‍ الله و لا قوه الا بالله و داشتن حرز امام جواد و...
3. همانطور که چشم بد گرفتاری میاورد چشمها و قلبهای سلیم و پاکی هم هستند که انسان با ارتباط با انها و دعای انها اثرات خوبی را برای خود میتواند کسب کند.
خداوند توفیق فهم معارف دین و عمل به آنها را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد وآل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
برده داری: . 1. اسلام برده داری را نیاورده است، بلکه برده داری قبل از اسلام بود و برخی نظام‌های اقتصادی در آن زمان به آن تکیه داشت و به نوعی صنعت محسوب می‌شد و امکان حذف یکباره نبود. ۲. اسلام ورودی برده‌داری را محدود به جنگ و آن هم جنگ با کفار و آن هم فقط کفار حربی که آغاز کننده جنگ بود نمود و روشهای دیگر را مانع شد. ۳. بسیاری از احکام(به ظاهر بی ربط به آزادی بردگان) به دنبال آزادی بردگان است مثل کفاره روزه و نقض قسم و.. ۴. معصومین، برده از جنگ نمی‌گرفتند و از بازار خریداری میکردند و به بهانه‌های مختلف آزاد میکردند و این یعنی فرهنگ سازی.
در مورد کنیز باید توجه داشت: الف)در جنگ با مسلمانان زنها را کنیز حساب نمیکردند(مثل زمان امام علی ) بلکه زمان پیامبر در جنگ با کفار بود ب) 4 راه وجود داشت:زنهای اسیر را بکشند 2- زنهای اسیر را آزاد کنند 3- در زندان بیفتند 4- به عنوان کنیز باشند؛راه 1 و2 خلاف عقل است. راه 3 بدلیل کمبود امکانات امکانپذیر نبود ؛بنابراین تنها راه کنیزشدن در خانه مسلمانان بود.
در مورد ازدواج با زن شوهردار به عنوان کنیز باید گفت:
اولا: خدا که مالک همه است گفته. ثانیا: خودشان شروع کننده جنگ برعلیه مسلمانان هستند. ثالثا: کفار هستند و قواعد خاصی پایبند نیستند. رابعا :اگرشوهرش هم اسیر شود زن همان شوهرش میماند. خامسا: خود زن نیز در جنگ شرکت کرده. سادسا: امکان اینکه زن نامحرم درمنزل کسی بماند (سالها) نیست،جزاینکه به عنوان کنیز محرم باشد. سابعا: نفس اسیر شدن درجنگ را خدا به عنوان طلاق وصیغه حساب کرده است.
خداوند توفیق فهم معارف دین و عمل به آنها را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد وآل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
سوال:چرا پیامبران فقط در خاورمیانه بودند؟
خداوند در قرآن می فرماید: (در هر امّت پیامبری فرستادیم [تا به مردم بگویند] که خدا را بپرستید و از بت اجتناب کنید)؛ «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی‏ کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت(36 نحل)این آیه نشان می دهد که بعثت همه پیامبران الهی در منطقه خاصّی نبوده؛ بلکه برای هر قوم و امّتی پیامبر و رسولی ارسال شده است تا هر امّتی راهنما و پیامبری داشته باشد و بر همگان اتمام حجّت شده باشد. پس مسلما هر کجا که اقوامی زندگی می کرده اند پیامبرانی هم بوده اند( غافر، 78.-نحل، 36. -فاطر، 24؛ اسراء، 15؛ طه، 134. )
البته نام و سرگذشت همه این پیامبران بر ما معلوم نیست؛ چرا که تنها نام و سرگذشت بعضی از آنان در قرآن و روایات اسلامی ذکر شده است. خداوند در قرآن نیز خطاب به پیامبرش، از دو دسته از رسولانش سخن گفته و می فرماید: «رُسُلاً قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْکَ(164 نساء)؛ (پیامبرانى که سرگذشت آنها را پیش از این، براى تو باز گفته ‏‌ایم و پیامبرانى که سرگذشت آنها را بیان نکرده ‏ایم).
بنابراین، این احتمال وجود دارد که در خارج از خاورمیانه نیز انبیایی بوده ‏اند که نام آنها در قرآن بیان نشده است؛ و نمی ‏توان گفت که همه پیامبران در یک منطقه خاص بوده ‏اند؛ بلکه بخشی از 124 هزار نفر پیامبر، در خاورمیانه ظهور کرده اند و تعداد دیگری نیز در سایر مناطق و حتی اروپا ظهور کرده اند.
اینکه اسم و سرگذشت برخی از پیامبران الهی در تاریخ مانده است و در قرآن نیز بدان اشاره شده است، خالی از علّت نیست. پیامبران الهی با توجه به وظایف و محدوده رسالتشان شناخته می شوند. برخی از آنان، تنها وظیفه تبلیغی داشته اند و برخی نیز مرسل بوده اند؛ تعدادی نیز صاحب شریعت و رسالت جهانی بوده اند و اختصاص به منطقه خاصی نداشته است با این حال، طبیعی است که اسم رسولان و صاحبان شرایع بر سرزبان ها می ماند؛ امّا این به این معنا نیست که پیامبران دیگری ـ در مناطق دیگری ـ نبوده اند.
علاوه بر این، کثرت پیامبران در منطقه خاورمیانه با توجه به تمدّن کهن آن عجیب به نظر نمی رسد؛ زیرا مورّخان بزرگ تصریح کرده اند که مشرق زمین (مخصوصاً شرق میانه) گهواره تمدّن انسانى و زادگاه تمدن ‏هاى بزرگ جهان است. تمدن مصر باستان که قدیمى ‏ترین تمدّن شناخته شده جهان است، و تمّدن بابل در عراق، و تمدن یمن در جنوب حجاز، و همچنین تمّدن ایران و شامات همه نمونه تمدن‏ هاى معروف بشرى هستند. آثار تاریخى‏ مهمى‏ که‏ در این‏ مناطق‏ باقى‏ مانده‏، و سنگ نوشته‏ ها، همه شاهد گویاى این مدّعاست.
لازم به ذکر است، انسان ‏هاى متمدّن نیاز شدیدترى به آیین الهى دارند، تا هم قوانین حقوقى و اجتماعى آنان سامان شود، و هم جلو تعدّیات و مفاسد گرفته شود. در حالی که اقوام وحشى یا نیمه وحشى، آمادگى زیادى براى پذیرش مذاهب ندارند، و اگر هم مذهب را پذیرا شوند، قدرت نشر آن را ندارند. ولى هنگامى که مذهب در مراکز تمدّن آشکار شود، به سرعت از آن‏جا به نقاط دیگر نشر پیدا مى‏ کند؛ زیرا مردم مناطق دیگر، براى حل مشکلاتشان دائماً در این مناطق رفت و آمد دارند.
«مکه» در واقع مرکزى بوده که در اطراف آن، بقایاى پنج تمدن معروف بزرگ(روم شرقی-شامات-ایران-یمن-مصر) وجود داشته، و مکه نسبت به آنها مانند مرکز دایره حساب مى‏شده است. در شمال تمدن روم شرقى و شامات، در شمال شرقى تمدن ایران و کلده و آشور، در جنوب تمدن یمن، و در غرب تمدن مصر باستان، درست به همین دلیل، هنگامى که اسلام گسترش یافت تمام قلمرو این تمدن‏هاى پنجگانه را زیر سیطره خود قرارداد و همه را در خود ذوب نمود.
پس طبیعی است که با توجه به مرکزیت خاورمیانه، اکثر رسولان الهی از این ناحیه ظهور کرده باشند و از آنجا پیام خود را به تمام مردم جهان رسانده باشند
خداوند توفیق فهم معارف دین و عمل به آنها را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد وآل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
آیا طبق آیه(الله نور السماوات والارض ) خدا نور است؟
1.یکی اسماء خداوند متعال نور است ، لکن منظور از نور ، همین نور حسّی شناخته شده نیست .
2.نور وسیله تبیین اجسام و مشاهده موجودات مختلف این جهان است، و بدون آن، چیزى را نمى توان دید، بنابراین هم «ظاهر» است و هم «مُظهِر» (ظاهر کننده غیر).. یعنى روشن و روشن کننده و پیدا و پیدا کننده است، خواه نور محسوس باشد، مثل نور خورشید و ستارگان و چراغ، و خواه نور غیر محسوس مانند علم و ایمان.
3.از آن‌جا که ذات خداوند پیدا و روشن است و باعث پیدایش و روشنى هر چیز دیگر است؛ زیرا خالق و ایجاد کنندۀ آنان است، اطلاق کلمه "نور" بر خداوند صحیح است، بلکه چون وجود هر چیزى باعث ظهور آن چیز براى دیگران است باید گفت که مصداق تام نور همان "وجود" است، پس خداوند متعال کامل‏ترین مصداق "نور" می‌‏باشد و ظاهر بالذات و مُظْهِر واقعى او است؛ از این‌رو باید اذعان کرد که او نورى است که آسمان‏ها و زمین و تمام مخلوقات به وسیله او ظهور یافته‏اند
4. و اما این‌که در آیه تعبیر به "نور" کرده و نه "پدید آورنده"، براى تنبه بر این نکته است که، همان‌طور که "نور" ظاهر است و نیاز به ظاهر کننده ندارد، خداوند متعال هم، خود ظاهر و روشن و واضح است و براى شناخت او نیازى به وجود واسطه و مُظْهِر نیست. چنان‌که اهل عرفان به پیروى از انبیا و امامان ( علیه السلام ) فرموده‏اند مخلوقات را باید در پرتو وجود و نور خداوند شناخت، نه این‌که خدا را به واسطه مخلوقات و آثار شناسایى نمود
4. ازامام رضا(علیه السلام) تفسیر آیه «اللّهُ نُورُ السَّمواتِ وَ الأَرْض» را خواستند فرمود: «هاد لاِهْلِ السَّمواتِ وَ هاد لاهْلِ الأَرْضِ»؛ (او هدایت کننده اهل آسمان ها و هدایت کننده اهل زمین است )(توحید،ص155)
در حقیقت این یکى از خواص نور الهى است، اما مسلماً منحصر به آن نمى باشد و به این ترتیب، همه انوار هستى از نور او مایه مى گیرد، و به نور ذات پاک او منتهى مى شود.
خداوند توفیق فهم معارف دین و عمل به آنها را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد وآل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم—بسم الله الرحمن الرحیم---
خداوند در قرآن در اثبات اعجاز قرآن می فرماید: إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ : اگر در باره آنچه بر بنده خود نازل کرده‌ایم شک و تردید دارید، یک سوره همانند آن بیاورید؛(آیه 23 بقره)
وجوه مختلفی برای اعجاز قرآن وجود دارد که برخی را عرض می کنیم:
1-تحدی و مبارز طلبی: قرآن مجید برای اینکه نشان دهد معجزه و از نزد خداست و سخن پیامبر نیست. در چند مورد با صدای بلند جن و انس را به آوردن شبیه آن دعوت نمود تا آنها که ادعا می کنند قرآن کلام بشر است فرصت اثبات ادعای خود را داشته باشند(آیه 88 اسراء)
2-اعجاز قرآن از جهت آورنده آن: رسول گرامى اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم ) فردى امّى بوده، پس چگونه می‌توانسته است در میان مردم جزیره العرب که اصولاً با دانش و فرهنگ بیگانه بودند، چنین کتابى از پیش خود بیاورد.
3-عدم وجود اختلاف در قرآن: آیه ( لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً) اثبات این ادعا میکند که عدم اختلاف در قرآن نشان اعجاز است،چون بشر در گفته هایش اختلافاتی دارد.
4- اخبار غیبى:در قرآن مطالبى نسبت به برخى افراد، یا بعضى از وقایع که در آینده؛ یعنى زمان بعد از نزول آیات قرار بوده واقع شود، پیش‌بینى شده که به همان صورت به وقوع پیوسته است؛ از جمله آیه ( غُلِبَتِ الرُّومُ فِی أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ -آیه 1-3 روم)است که پیروزی رومیان بر ایرانیان بعد از شکست را ذکر می کند.
5-اعجاز علمی: حرکت زمین (آیه 53 طه)؛ کروى بودن زمین (آیه 40 معارج)؛قانون جاذبه (ایه 2 رعد) ودهها نمونه دیگر که بعد از صدها سال اثبات شده است.
خداوند پیروی از معارف قرآن را به همه عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز
سوره مبارکه حجرات آیه 10

سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ.

در حقیقت مؤمنان با هم برادرند، پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا کنید،‌امید که مورد رحمت قرار گیرید. (سوره حجرات آیه 10)

قرآن کریم
توضیح حدیثتوضیحات

یکی از مباحث مهم، احکام خانواده است و از طرفی هم یادگیری مسائلی که انسان غالبا به آنها نیاز دارد واجب است بیاموزد لذا چند نکته درباره ایجاد اختلاف بین مؤمنین و ایجاد اختلاف بین افراد خانواده خدمت شما عرض می شود:
1. ایجاد اختلاف، که باعث فساد میان مؤمنین شود از گناهان بزرگ بوده و شرعا جایز نمی باشد که بعضی از مصادیق آن عبارتند از:
الف: ایجاد اختلاف بین زن و شوهر بواسطه سخن چینی، غیبت کردن از همسر و یا دخالت کردن در زندگی آنها که باعث جدائی یا اذیت زن و شوهر شود.
ب: پدر یا مادر بین فرزندان در بخشش و هدایا فرق بگذارد به طوری که فرق گذاشتن سبب بر انگیخته شدن فتنه و فساد در بین فرزندان شود. (1)
2. اگر اختلافی میان اعضای خانواده وجود داشته باشد، وجود اختلاف مجوز قطع صله ارحام نمی شود هر چند آن اختلاف، در برخی از مسائل اعتقادی یا سیاسی یا اجتماعی باشد. و قطع رابطه با خویشان و ارحام، حرام است. البته توجه شود صله ارحام منحصر به ملاقات حضوری نیست و می توان آن را با بقیه وسائل ارتباطی انجام داد و همچنین اگر ملاقات حضوری سبب انحراف یا ارتکاب گناه خود یا خانواده بشود یا سبب تایید گناه یا تشویق فرد گنهکار بر گناه بشود، باید شیوه مناسب را انتخاب نمود. (2)
نکات و مسائل شرعی بسیار دقیق و جزئی است و در برخی موارد نیز در نظرات مراجع تفاوت است که عزیزان لازم است مطابق نظر مرجع خویش عمل نمایند؛ سامانه پیامکی 30002020 به صورت شبانه آماده پاسخگویی و خدمت می باشد.
خداوند متعال دلهای مؤمنین را به یکدیگر مهربان تر فرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
نکات توضیحی و منابع:
(1) (اجوبه الاستفتائات س 1728 ؛ منهاج الصالحین ج2 م 1336)
(2) (رهبری سایت لیدر استفتائات جدید مرداد97 ؛ استفتائات جدید مکارم ج3 ص609 س1751 و س 1752)

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم – بسم الله الرحمن الرحیم-
امیرالمومنین ( علیه السلام ) فرموده است: اَلْمَوَاعِظُ صِقَالُ اَلنُّفُوسِ وَ جِلاَءُ اَلْقُلُوبِ : اندرزها صیقل بخش جان ها و جلا دهنده دل هاست(تصنیف غررالحکم ،ص 224، ح 4524)
در روایات راه هایی برای حفاظت و مراقبت از سلامت قلب بیان شده که عبارتند از:
1- موعظه و نصیحت: یکی از راه های حفظ سلامت قلب بهره مندی از مواعظ و نصایح است. مواعظ، کلی گویی و در ارتباط با مسایل عمومی و فراگیر است، اما نصایح درباره شخص و مشکل خاص است. پس گاهی در مقام موعظه گفته می شود که از غیبت کناره گیرید تا قلب نمیرد؛ و گاه در مقام نصیحت به شخص می گویند شما در حال غیبت کردن هستید و توبه کنید. امیرمومنان ( علیه السلام ) درباره موعظه فرموده است: دلت را با موعظه زنده گردان.( نهج البلاغه، صبحی صالح، نامه 31، ص 392)
2- محافظت بر تقوا و ترک گناه: امیرمومنان درباره نشانه قساوت قلب به خشک شدن چشم از اشک به سبب زیادی گناه اشاره می کند و می فرماید: چشمها خشک نمی شود مگر به خاطر قساوت قلب و دلها قساوت پیدا نمی کند مگر به سبب زیادی گناه(وسائل الشیعه، ج 16، ص 45)
3-حکمت آموزی: پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) نابودی قلب و سلامت آن را به ترک دانش حکمت دانسته است. ایشان می فرماید: دلی که در آن حکمتی نیست، مانند خانه ویران است پس بیاموزید و آموزش دهید، بفهمید و نادان نمیرید. براستی که خداوند، بهانه ای را برای نادانی نمی پذیرد. (نهج الفصاحه، ص 600، ح 2095)
4.ترک محبت دنیا و مال دوستی: محبت به مال و نه بهره گیری از مال از مهمترین آفات و آسیب هایی است که در روایات به آن توجه داده شده است. پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) می فرماید: و خدای عزوجل به موسی ( علیه السلام ) وحی کرد: ای موسی! به زیادی ثروت شاد مشو و در هیچ حالی مرا فراموش مکن، زیرا با زیادی ثروت گناهان فراموش می شود و از یاد بردن من قساوت قلب می آورد(کافی، ج2، ص 497)
در روایات راه های دیگری برای سلامت قلب یا همان روح آدمی از قبیل صمت و سکوت، روزه، شب بیداری و نماز شب و عمل به مستحبات و ترک متشابهات و شبهات و مانند آنها بیان شده که برای جلوگیری از اطاله کلام به همین میزان بسنده می شود.
خداوند قلب ما را از گناهان حفظ بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
امام باقر علیه السلام برای افزایش عمر می فرمایند:اَلْبِرُّ وَ الصَّدَقَةُ یَنْفیانِ الْفَقْرَ وَ یَزیدانِ فِى الْعُمْرِ وَ یَدْفَعانِ عَنْ صاحِبِهِما سَبعینَ میتَةَ سوءٍ:کار خیر و صدقه، فقر را مى بَرند، بر عمر مى افزایند و هفتاد مرگ بد را از صاحب خود دور مى کنند.(ثواب الاعمال ، ص ۱۴۱)
در روایات راههایی برای افزایش عمر بیان شده است که برخی ذکر میشود:
1-صدقه: صدقه شامل دادن واجبات و مستحبات مالی از سوی شخص است و اختصاص به زکات و خمس ندارد. هر کسی به هر میزان که صدقه به ویژه به سائل و محروم دهد، از برکات آن بهره‌مند خواهد شد که از جمله آنها افزایش عمر است. امام باقر ( علیه السلام ) فرمود: کار خیر و صدقه، فقر را می‌برد، بر عمر می‌افزاید و هفتاد مرگ بد را از صاحب خود دور می‌کند. (ثواب الاعمال، ص 141)
2- اجتناب از غضب الهی: اجتناب از گناه و عوامل ایجاد غضب الهی از دیگر راه‌های افزایش عمر است؛ زیرا اگر موجبات غضب تحقق یابد، باعث کاهش عمر میشود. در همین رابطه پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) می‌فرماید: مرگ انسان‌ها در نتیجه گناهان، بیشتر از مرگ آنها در نتیجه فرا رسیدن اجل است و زنده ماندن انسان‌ها در نتیجه نیکی‌هایشان، بیشتر از زندگی کردنشان به خاطر باقی بودن عمر است(مکارم الاخلاق، ص 362)
3-شکرنعمت: امام علی (علیه‏ السلام) فرمودند: شکرگزاری فراوان ، عمر را زیاد می‏ کنند و بر مُهلت زندگی می ‏افزایند(غررالحکم،ح9306)
4- شستن دست پیش و پس از غذا خوردن: امام صادق ( علیه السلام ) می‌فرماید: دست‌هایتان را قبل و بعد از غذا خوردن بشوئید، که فقر را می‌برد و بر عمر می‌افزاید.(محاسن، ج 2، ص 202)
خدواند عمر با برکت به همه ما عنایت بفرماید به برکت صلوات برمحمد و آل محمد

جزئیات
حدیث گفتار روز
(وسائل الشیعة ؛ ج‏16 ؛ ص50)

سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در روایتی می فرمایند: أَعْظَمُ‏ الْخَطَایَا اقْتِطَاعُ‏ مَالِ امْرِئٍ مُسْلِمٍ بِغَیْرِ حَق.

عظیم ترین گناهان، خوردنِ به ناحق و دست درازی به مال شخص مسلمان است. (وسائل الشیعة ؛ ج‏16 ؛ ص50)

حضرت علی (ع)
توضیح حدیثتوضیحات

امشب نا داریم چند نکته ای درباره حق الناس خدمت شما خوبان تقدیم کنیم:
1. تضییع حقوق مردم از گناهان است و تنها با توبه برطرف نمی شود بلکه باید انسان بعد از توبه حق مردم را نیز ادا کند.
2. حال اگر حقی که ضایع شده است از حقوق غیر مالی باشد، مثل اینکه غیبت مسلمانی را کرده باشد، یا تهمت به کسی زده باشد و مانند اینها؛ در این موارد اگر مفسده نداشته باشد علاوه بر توبه به تصریح تعدادی از مراجع تقلید از جمله امام خامنه ای باید حلالیت بطلبد. (1)
3. اما اگر حقی که ضایع شده است از حقوق مالی باشد، مثل اینکه پولی قرض گرفته اما هنوز قرض خود را ادا نکرده است یا به مال کسی خسارتی وارد کرده باشد اگر چه سالیان زیادی از آن گذشته باشد؛ در این صورت علاوه بر توبه اگر توانایی پرداخت دین خود را دارد در صورتی که به صاحب مال دسترسی دارد باید فورا آن را به صاحب مال پرداخت کند و اگر صاحب مال فوت کرده است باید به ورثه او بدهد. و اگر پرداخت مستقیم بدهی به طلبکار سبب آبرو ریزی یا مانع شرعی دیگری در میان است می تواند به صورت غیر مستقیم مثلا به کمک واسطه بدون ذکر جزئیات، بدهی خود را پرداخت کند. و انجام کارهای خیر از طرف طلبکار بجای پرداخت بدهی کافی نیست. اگر به طلبکار دسترسی ندارد باید برای پیدا کردن او تلاش کند و چنانچه از پیدا کردن طلبکار مأیوس شود باید با اجازه دفتر مرجع تقلید مقدار بدهی را از طرف طلبکار به فقیرشرعی صدقه بدهد. (2)
سامانه تلفنی 32020 با پیش شماره 051 به صورت شبانه روزی آماده پاسخگویی به سوالات شرعی و دینی شما عزاداران حسینی می باشد.
خداوند متعال ما را مدیون احدی از خلق خودش قرار ندهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
نکات توضیحی و منابع:
(1) نکته: رهبری، بهجت، مکارم:(احتیاط واجب): اگر مفسده ای ندارد باید حلالیت بطلبد. (رهبری، رساله آموزشی، ج2، درس: 19 ؛ استفتائات امام خمینی ج2 گناهان کبیره س 16 ؛ مکارم، سایت، استفتائات، تهمت ؛ بجهت، استفتائات، ج4، ص: 562، س 6475 ؛ منهاج الصالحین،ج 2 م29 )
(2) نکته: طبق فتوای امام خامنه‌ای برای اجازه در پرداخت رد مظالم احتیاط مستحب است. (سوالات سامانه جامع، اموال پیدا شده و مجهول المالک، مظالم، تاریخ ۱۳۹۹/۰۸/۱۹ ؛ استفتائات آیت الله سیستانی، سوال 353 ؛ منهاج الصالحین، ج2 م 990)

جزئیات
حدیث گفتار روز
(الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه السلام ؛ ص: 338)

سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم
در روایت است از حضرت علی بن موسی الرضا علیه اسلام که می فرمایند: أَنَّ الْفَقِیهَ یَسْتَغْفِرُ لَهُ مَلَائِکَةُ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ الْوَحْشُ وَ الطَّیْرُ وَ حِیتَانُ الْبَحْر

کسی که در مسائل دینی شناخت دقیق و صحیح دارد، ملائک آسمان و اهل زمین و حیوانات و پرندگان و ماهیان دریا، برای او استغفار می کنند. (الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه السلام ؛ ص: 338)

امام رضا (ع)
توضیح حدیثتوضیحات

در مساله 11 رساله مراجع تقلید بیان شده مسائلی را که انسان غالبا به آنها نیاز دارد واجب است یاد بگیرد.
یکی از سوالاتی که مؤمنین سؤال می کنند این است آیا انسان می تواند مرجع تقلید خود را تغییر دهد یا خیر؟
در جواب عرض می شود:
اگر انسان مرجع فعلی خودش را بدون روش صحیح شرعی و بدون تحقیق از اهل خِبره و مجتهد شناس، انتخاب کرده، اکنون باید طبق روش صحیح شرعی و با کمک گرفتن از اهل خِبره و مجتهد، مرجع تقلید اعلم را انتخاب کند.
و اگر انسان مرجع تقلید فعلی خودش را مطابق روش صحیح شرعی، به عنوان مرجع اعلم یعنی کسی که از دیگران توانایی بیشتری بر استنباط احکام دارد، انتخاب کرده است، در این صورت نمی تواند مرجع تقلیدش را تغییر بدهد؛
بله اگر برایش طبق روش صحیح شرعی اطمینان حاصل شود که مرجع دیگری اعلم است در این صورت باید مرجع تقلیدش را تغییر دهد و از مرجع اعلم تقلید کند. (1)
خوب این روش صحیح شرعی در یافتن مرجع اعلم یعنی چه؟
در توضیح المسائل راههایی برای پیدا کردن اعلم ذکر شده است که یکی از آن راهها رسیدن به اطمینان است؛
بنابر این اگر مکلف با پرسش از اهل خِبره (که از جایگاه علمی مراجع آگاهی دارند) یا پرسش از اهل علم و طلاب علوم دینی (ولو با فرستادن واسطه)، یا از هر راه صحیح عقلایی برایش اطمینان به اعلم بودن مرجعی حاصل شود تقلید از وی صحیح است.
عزیزان توجه داشته باشند به هدف امکان مراجعه حضوری و پرسش مستقیم از کارشناس؛ در برخی از مسیرها در اماکن متبرکه میز خدمت پاسخگویی با حضور کارشناس آقا و خانم قرار داده شده است که زائرین می توانند سوالات دینی خویش را بپرسند.
تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، سلامتی مراجع عظام، خاصه امام خامنه ای صلوات بر محمد و آل محمد
نکات توضیحی و منابع:
(1) (توضیح المسائل مراجع، مساله 2 و مساله 3)

جزئیات
حدیث گفتار روز

توضیح حدیثتوضیحات

سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
امام صادق ( علیه السلام ) برای افزایش طول عمر می فرمایند: صَدَقه وَ بِرُّ الْوَالِدَیْنِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ یَزِیدَانِ فِی الْأَجل :نیکی به پدر و مادر و صله رحم موجب ازدیاد عمرند.(بحار، ج‏71، ص 83)
در روایات راههایی برای افزایش عمر بیان شده است که برخی ذکر میشود:
1-نیکی به والدین و صله‌رحم: صله‌رحم تا جایی نقش دارد که پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) می‌فرماید حتی زمانی که قومی به جای نیکی، به فجور و گناه ورزی روی می‌آورند به سبب آنکه صله‌رحم را به جا می‌آوردند، دارای عمر طولانی خواهند شد. پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) در این باره می‌فرماید: مردمی که گناهکارند و نه نیکوکار، به صله‌رحم، اموالشان زیاد و عمرشان طولانی می‌شود. حال اگر نیک و نیکوکار باشند، چه خواهد شد!؟ (کافی، ج 2، ص 155)
2- خوش اخلاقی: امام صادق ( علیه السلام ) می‌فرماید: نیکوکاری و خوش اخلاقی، خانه‌ها را آباد و عمرها را طولانی می‌کنند. (کافی، ج 2، ص 100) واین طبیعی است، چون با اخلاق خوش استرس کم شده و بیماریها کم میشود.
3- زیارت امام حسین ( علیه السلام ) : در این باره امام صادق ( علیه السلام ) فرموده است: زیارت امام حسین ( علیه السلام ) را رها نکن و دوستان خود را هم به آن سفارش کن که در این صورت، خداوند عمرت را طولانی و روزی‌ات را زیاد می‌کند و زندگی‌ات را همراه با سعادت می‌کند (کامل الزیارات، ص 286)
4- نیکی به خانواده: امام صادق ( علیه السلام ) می‌فرماید: هر کس به شایستگی در حق خانواده‌اش نیکی کند، خداوند بر عمرش می‌افزاید. (کافی، ج 8، ص 219، ح 269)
خدواند عمر با برکت به همه ما عنایت بفرماید به برکت صلوات برمحمد و آل محمد

جزئیات
Begin WebGozar.com Counter code End WebGozar.com Counter code