( فَاصْبِرْ کما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل ) 1؛
پس همانگونه که پیامبران اولوالعزم صبر کردند، صبر کن.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و یاران راستین ایشان در تمام دوران سختیهای مکه، حتی شعب ابیطالب به اندازه سر سوزنی از اصول پایین نیامدند و حاضر نشدند با ابولهب و ابوسفیان و ابوجهل برای لقمه نانی بر سر میز مذاکره بنشینند.
مهمترین ویژگی تبیین گر که کار جهادی و پیامبرگونه انجام میدهد، استقامت است. خصوصاً در مقابل معاندان و دشمنان، انسان باید مثل کوه بایستد. بعضیها زود میدان را خالی میکنند.
نماینده آیت الله بروجردی رحمه الله علیه برای تبلیغ به روستایی رفتند که فساد در آنجا اعم از شرابخواری و بیحجابی و... زیاد بود. پس از ورود ایشان به شهر، کمکم مردم این کارها را کنار گذاشتند. برخی افراد [خلافکار] که میدیدند مردم دیگر به آنها بیتوجهاند [و بازار آنها کساد شده است] شروع به تهمت زدن به این عالِم کردند. گفتند این عالم شراب میخورد، اهل عمل منافی عفت است، دروغ میگوید و...
ایشان روزی همه مردم را در مسجد جمع کرد و گفت: مردم اگر شنیدید من زنا میکنم باور کنید؛ اگر شنیدید شراب میخورم باور کنید؛ اگر شنیدید دزدی کردم باور کنید؛ اما مردم یکچیز را باور نکنید و آن اینکه من از این روستا رفتهام!2
مجاهد تبیین اینگونه استقامت می کند؛ نه اینکه تا یک تهمتی یا اخمی به انسان کنند، انسان دلسرد بشود. اینکه مجاهده نیست. مجاهده این است که اگر ما را از درِ جبهه بیرون انداختند از پنجره داخل شویم.
استقامت در مقابل دشمن بسیار سخت است. وقتی کار برای حضرت موسی علیه السلام سخت شد، به خداوند عرضه داشت:
( قُل رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ) 3؛
خدایا به من شرح صدر عنایت کن (و بر صبر و استقامتم بيفزا).
کسی جز مؤمن اهل مقاومت واقعی نیست. فردی که مؤمن نیست با کوچکترین فشار اصول خود را رها میکند.