اولین راه تشخیص دشمن این است که به اختلاف، تفرقه و دشمنی دعوت میکند:
( الشَّیطَانُ أَنْ یوقِعَ بَینَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ ) 1
(شیطان قصد دارد در میان شما عداوت و دشمنی برانگیزد.)
هر جا صدای تفرقهای بلند شود، باید بدانید که دشمن در آنجا کاری انجام داده است. انبیای الهی و ائمۀ بزرگوار علیهم السلام به وحدت دعوت میکردند؛ اما شیاطین عالم و دشمنان دائم به تفرقه دعوت میکنند.
خداوند در قرآن میفرماید:
( إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهَا شِیعًا ) 2
(فرعون در سرزمین مصر برتریجویی کرد و بین مردم تفرقه انداخت.)
کار فرعون این بود که بین مردم تفرقه میانداخت و حکومت میکرد. در دورانهای مختلف، سلاطین نیز همین کار را انجام میدادند. سلاطین قاجار و سلاطین پهلوی، کسانی بودند که بین مردم تفرقه میانداختند تا بتوانند حکومت کنند. یکی از کارهای دشمن همیشه این بوده است که از کوچکترین مسائل تا حکومتداری تفرقهاندازی کند. امروز هم دشمن سعی دارد که در بین امت اسلام تفرقه بیندازد. اگر شیعه و سنی امت واحد باشند، دیگر دشمنان نمیتوانند در مقابل اسلام بایستند؛ به همین دلیل یکی از شگردهای دشمن این است که بین شیعه و سنی، عرب و عجم، کرد و لر و... تفرقه و دعوا بیندازد. در اوایل انقلاب نیز هر قومی از گوشهای ندا داد که میخواهد خودمختار شود. امام خمینی رحمه الله علیه با بصیرتی خاص جلو این تفرقهها را گرفت.
زمان شاه قاجار بود، حکومت عثمانی، بزرگترین حکومت اسـلامی در جهان بهشـمار میآمد، که پایتخت این حکومت، استانبول ترکیه بود. در کنار سفارت حکومت عثمانی در تهران، مسجد کوچکی وجود داشت. امامجماعت آن مسجد یا یکی از نمازخوانهای آن مسجد میگفت که روضهخوانی را دیدم، هر روز صـبح به مسجد میآید و روضه میخواند و در پایان، خلیفۀ اول و دوم را لعنت میدهد و روضهاش را تمام میکند. روزی به او گفتم: «تو چه داعی داری که هر روز همین روضه را بخوانی و همـان ناسـزاگویی را تکرار کنی؟! [بـا توجه به اینکه افراد سفارت و تبعۀ آن سفارت، به آن مسجد برای نماز میآمدند.] مگر روضه دیگری نمیدانی؟!» او در پاسخ گفت: «روضۀ دیگر میدانم، ولی من یک نفر بانی دارم روزی پنج تومان [به پول آن زمان] به من میدهد و میگوید همین روضه را با این کیفیت بخوان.»
من پیگیری کردم. دیدم بانی یک کاسب است و مغازه دارد. جریان را به او گفتم. او گفت: «شخصـی روزی ده تومان به من میدهـد، تا در آن مسـجد چنین روضهای خوانـده شود، پنـج تومان آن را به آن روضهخوان میدهم، و پانزده تومان آن را خودم برمیدارم.» بـاز من جریان را پیگیری کردم. سـرانجام معلوم شـد که از طرف سـفارت انگلسـتان روزی ۲۵ تومان برای این روضـهخـوانی مخصـوص [برای ایجـاد اختلاف بین شـیعه و سـنی و سـپس ایران و حکـومت عثمـانی] داده میشود، که پس از طی مراحل و دستبهدستشدن، پنج تومان برای آن روضهخوان بیچاره میماند.3
حضرت علی علیه السلام خود منادی وحدت بودند:
در جریان شورای ششنفره، ابنعباس به حضرت علی علیه السلام عرض کرد: «در این شورا شرکت نکنید. شورایی که خلیفۀ دوم تشکیل داده، از اصل باطل است. مشخص است که شما رأی نمیآورید.» حضرت علی علیه السلام حرف ابنعباس را تأیید کردند، اما فرمودند: «من دوست ندارم در اسلام اختلاف بهوجود بیاید.»
منبع
1. مائده، ۹۱.
2. قصص، ۴.
3. غلامرضا نیشابوری، _داستان__ها و حکایت__های مسجد_، ص۹۴.