امام زینالعابدین علیه السلام برای حفظ اسلام و تشیع و برای یاری رساندن به مسلمانان، هر زمان که حکام از امام علیه السلام چارهجویی میکردند، ایشان برای رشد و تعالی مسلمانان و جامعه اسلامی، آنچه را که به مصلحت اسلام بود، متذکر میشدند.
در عصر عبدالملک پارچههایی که شعار مسیحیت و تبلیغات آنان به نام اب، ابن، روحالقدس بر آنها نقش بسته بود، رواج یافت. حتی طرازهای مصری را هم به تقلید از رومیان چنان نقش میزدند که موجب اعتراض مسلمانان شد. عبدالملک دستور داد بر طرازهای مصری بهجای علامت تثلیث، آیه «شهد الله انه لا اله الا هو» بنویسند و ظاهراً این پارچهها مبادله میشد و صادر میگشت. این خبر به امپراتور روم رسید. وی خشمگین شد و با هدایایی از عبدالملک خواست آنها را بهصورت اول بازگرداند، ولی عبدالملک ترتیب اثر نداد و امپراتور تهدید کرد که سکههایی ضرب میکند که در آن شتم و ناسزا به پیامبر صلی الله علیه و اله باشد. باتوجهبه اینکه پول مملکت اسلامی در آن هنگام (بهویژه در شامات و مصر و ...) سکههایی بود که در روم ضرب میشد، عبدالملک سخت ناراحت شد و راه چاره نداشت. از امام سجاد علیه السلام چاره خواست. امام سجاد علیه السلام برای حل مشکل دستور دادند که سکههایی ضرب شود که یک روی آن «اشهد انه لا اله الا الله» و روی دیگر آن «محمداً رسولالله» باشد و سپس چگونگی قالبگیری و ضرب سکه را یادآور شد.1
از دیگر کمکهای امام سجاد علیه السلام به خلفا میتوان به جریان عبدالملک اشاره نمود. پادشاه روم برای عبدالملک بن مروان نامهای نوشت به این مضمون که: «تو گوشت شتری را خوردی که پدرت بر آن سوار شد و از مدینه فرار کرد! من با سیصد هزار لشگر با تو سخت خواهم جنگید!» عبدالملک پس از دریافت این نامه به حجّاج نوشت: «به سوی علی بن الحسین زینالعابدین علیه السلام نمایندهای بفرست و به او وعدههای فراوان بده و آنچه را که ملک روم برای من نوشته، برایش بنویس».
حجاج فرمان عبدالملک را اطاعت کرد. حضرت علی بن الحسین علیه السلام بعد از خواندن نامه فرمود: «برای پادشاه روم بنویسید: خداوند لوح محفوظی دارد که هر روز سیصد مرتبه به آن توجه میکند و در هر توجهی کسی را میمیراند یا زنده میکند، عزیز بر میگرداند یا ذلیل میکند. من امیدوارم یکی از همین توجهات کار تو را تمام کند».
حجاج پیام امام علیه السلام را برای عبدالملک فرستاد و عبدالملک نیز عیناً آن را برای پادشاه روم ارسال کرد. پادشاه روم بعد از خواندن نامه گفت: «این فقط میتواند از زبان یکی از پیامبران خدا خارج شده باشد».2
این مطلب نشاندهنده اعتقاد و اعتراف عبدالملک بن مروان به جایگاه بلند حضرت علی بن الحسین علیه السلام است. او میداند جواب تهدید پادشاه روم را باید از امام بگیرد و امام نیز در چنین وضعیتی برای بقای اسلام از راهنمایی او دریغ نمیفرماید.
منبع
1. حسني، علیاكبر، تاريخ تحليلی اسلام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، نوبت اول، 1379، ج2، ص 114.
2. بحار الانوار، ج 46، ص 32 (به نقل از مناقب ابن شهر آشوب).