ایجاد وحدت در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی برو به برنامه

حضرت علی علیه السلام نه در اندیشه حقوق شخصی خویش، بلکه به فکر اسلام و جامعه اسلامی بود. بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله دین اسلام با تهدیدهای خارجی و داخلی مواجه بود. خارج از مرزهای اسلامی، خطر هجوم امپراتوری روم و ایران و از داخل، خطر توطئه‌های منافقان وجود داشت. این تهدیدها اساسی بود و می‌توانست به دین نوپای اسلام ضربه بزند؛ ازاین‌رو حضرت علی علیه السلام می‌کوشید تا از تفرقه در جامعه اسلامی جلوگیری کرده و وحدت را استوار سازد. امام علی علیه السلام در نامه‌ای به ابوموسی اشعری می‌نویسد:

«وَ لَیسَ رَجُلٌ - فَاعْلَم - أَحْرَصَ [النَّاسِ‏] عَلَی جَمَاعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و اله وَ أُلْفَتِهَا مِنِّی ...»1

(بدان که در فراهم ساختن امت پیامبر صلی الله علیه و اله و یکپارچگی آنها با یکدیگر، کسی از من حریص‌تر نیست).

امام علیه السلام برای حفظ وحدت با خلفا همکاری می‌کرد و به آنها مشاوره می‌داد. خود حضرت علیه السلام در نامه‌ای، دلیل همکاری خود با دستگاه حکومتی زمان را این‌چنین بیان می‌فرماید:

«به خدا سوگند، هرگز فکر نمی‌کردم و به خاطرم خطور نمی‌کرد که عرب بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله ، امر امامت و رهبری را از اهل‌بیت او بگردانند (و در جای دیگر قرار دهند و باور نمی‌کردم) آنها آن را از من دور سازند! ... دست بر روی دست گذاردم تا این که با چشم خود دیدم گروهی از اسلام بازگشته و می‌خواهند دین محمد صلی الله علیه و اله را نابود سازند. (در این جا بود) که ترسیدم اگر اسلام و اهلش را یاری نکنم، شاهد نابودی و شکاف در اسلام باشم که مصیبت آن برای من از رها ساختن خلافت و حکومت بر شما بزرگ‌تر بود؛ چرا که این بهره دوران کوتاه زندگی دنیاست که زایل و تمام می‌شود؛ همان گونه که «سراب» تمام می‌شود و یا همچون ابرهایی که از هم می‌پاشند. پس برای دفع این حوادث به پا خاستم تا باطل از میان رفت و نابود شد و دین پابرجا و محکم گردید».2

متأسفانه امروزه گروهی با تفسیر اشتباه از سیره اهل‌بیت علیهم السلام ، وحدت جهان اسلام را در برخی از مناطق به خطر انداخته‌اند و به بهانه محبت کردن به اهل‌بیت علیهم السلام و بغض نسبت به دشمنان ایشان، حاضرند اسلام را از بین ببرند. اما در سیره و رهبری اهل‌بیت علیهم السلام همواره حفظ اسلام سرآمد تمام رفتارها و اقدامات بوده است که به تعدادی از آنان اشاره می‌شود.

منبع

1. نهج البلاغه، نامه 78.

2. نهج البلاغه، نامه ۶۲.

Begin WebGozar.com Counter code End WebGozar.com Counter code