قرآن مجید دربارۀ بعضى از جنگجویان با ایمان که فاقد وسایل لازم براى شرکت در میدان جنگ بودند، مىفرماید:
( وَ لا عَلَى الَّذینَ اِذا ما اَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَ اَجِدُ ما اَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّوا وَ اَعْیُنُهُمْ تَفیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً اَلاّ یَجِدُوا ما یُنْفِقُونَ ) 1؛
بر کسانىکه وقتى نزد تو آمدند که آنها را [براى میدان جهاد] بر مرکبى سوار کنى و تو گفتى مرکبى که شما را بر آن سوار کنم، ندارم و آنها از نزد تو بازگشتند؛ درحالىکه چشمانشان از اندوه اشکبار بود، ایرادى نیست؛ چراکه چیزى که در راه خدا انفاق کنند، نداشتند.
این چه عاملى است که فردى را که ابزار و وسایل جهاد را نمىیابد چنان منقلب مىکند که بىاختیار مانند ابر بهار اشک بریزد؟ توجه به این نكته ضروری است كه «تفیض» در این آیه بهمعناى فروریختن فراوان است و آن چیزى جز غیرت دینى نیست.
درخطبۀ 27 _نهج البلاغه_ نیز به یکى از مظاهر غیرت که در بالاترین حدّ آن قرار دارد، اشاره شده است. حضرت علی علیه السلام بعد از شنیدن خبر تهاجم سربازان معاویه به شهر انبار در سال 38 هجرى و سستى مردم و مقابلهنکردن با لشكر معاویه و غارت زیورآلات یک زن مسلمان و یک زن غیر مسلمانِ در پناه اسلام، بر فراز منبر میفرمایند:
«فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا كَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ كَانَ بِهِ عِنْدِی جَدِیراً» 2
(اگر مسلمانى بهخاطر این حادثه [بسیار دردناک] از شدّت تأسّف بمیرد، جاى سرزنش ندارد؛ بلکه بهنظر من سزاوار است).
غیرت دینى، عامل بسیار مهمّى براى دفاع از حریم قوانین اسلام و احیاى معروف و از میان بردن منکر است.
منبع
1. سوره توبه، آیه 92.
2. _نهج البلاغه،_ خطبه 27.
##### یادگار صفین
شخصی به نام محییالدین اِربلی میگوید:
من و پدرم در قهوه خانهای نشسته بودیم. فرد مقابل ما درحال چرتزدن بود که کلاهش از سرش افتاد و زخمی بزرگ روی سرش ظاهر شد. از او سؤال کردیم: «جریان این زخمِ کاری روی سر شما چیست؟» گفت: «این زخم یادگار جنگ صفین است». خندهمان گرفت. از جنگ صفین قرنها میگذرد، تو کجا و جنگ صفین کجا؟!» او گفت: «حق دارید که باور نکنید؛ اما من برای شما تعریف میکنم: زمانی بود که بهسمت مقصدی حرکت میکردم. در راه همسفری پیدا کردم. از هر دری صحبت میکردیم. در بین راه کمکم متوجه شدم او دشمن امامعلیg است؛ چراکه میگفت اگر من در جنگ صفین میبودم، شمشیر خود را با خون علیg و یارانش سیراب میکردم! من هم گفتم اگر در جنگ صفین میبودم، شمشیر خود را به خون معاویه و یاران او سیراب میکردم. با همدیگر درگیر شدیم، جنگ و دعوای شدیدی درگرفت. شمشیرها را کشیدیم و به جان هم افتادیم تا اینکه ضربهای به سرم اصابت کرد و بیهوش شدم.
نمیدانم چقدر طول کشید؛ اما وقتی بههوش آمدم، سرم را بر دامان آقای محترمی دیدم و مشاهده کردم که طرف دعوای من هم به درک واصل شده است. به صورت آن آقا که نگاه کردم، فرمودند : ̓چون تو ما را یاری کردی، ما نیز تو را یاری کردیم؛ چنانکه خداوند کسی را یاری میکند که او را یاری کرده باشد.̒ دیدم آقا دست به زخمهای بدنم میکشیدند و زخمها فوری خوب میشد و وقتی که دست بر سرم کشیدند، زخم سرم التیام یافت و دردی احساس نمیکردم؛ ولی جای زخم روی سرم ماند و آن آقا فرمودند: ̓هرگاه کسی از تو دربارۀ جای زخم سؤال کرد بگو یادگار جنگ صفین است، چون تو دوست داشتی در جنگ صفین شرکت کنی. آن آقا وجود نورانی حضرت صاحبالزمان اماممهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بودند».1
غیرت دینی اینگونه از جانب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تأیید میشود. بهراستی اگر غیرت دینی نباشد، دینی هم وجود ندارد. در همین راستا، قرآن مجید با لحن تحریکآمیزی تلاش میکند غیرت مسلمانان را برافروزد تا از اسلام و مسلمانان بییاور دفاع کنند:
( وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلوُنَ فی سَبیلِ اللهِ وَ الْمُستَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ و النِساءِ وَ الْوِلْدانِ... ) 2
(شما را چه شده است که در راه خدا و مردان و زنان و کودکان مستضعف نمیجنگید...).
منبع
1. نک: _بحار الأنوار_، محمدباقر مجلسی، ج۵۲، ص۷۵.
2. سوره نساء، آیه ۷۵.
##### واقعۀ عاشورا نمادی از غیرت دینی
واقعۀ عاشورا نیز نمادی دیگر از غیرت دینی است. امامحسین علیه السلام به این حقیقت اصیل پی بردند و با اهدای جان خود در این راستا تلاش کردند تا دین خداوند را زنده کنند. در واقع، علت برجستگی و ارزشمندی واقعۀ کربلا، به همین جهت است که امام از هر چه داشتند، برای خدا گذشتند و حاضر به شهادت مردان و اسارت زنان و خانوادۀ خود شدند. اسارت و درد و رنجهای بسیاری که خانوادۀ امام حاضر به تحمل آن شدند، از همین غیرت دینی است که باعث شده است حضرت زینب؟س؟ پس از آن واقعه بگویند:
«ما رأیت الا جمیلا»1
(چیزی جز زیبائی ندیدم).
رفتار یاران اباعبدالله علیهم السلام در روز عاشورا نیز از جلوههای زیبای غیرت دینی بود. آنان بهواسطۀ این غیرت، امام خود را تنها نگذاشتند و باشنیدن ندای امام مظلومشان، ندای لبیک سردادند.
بهطور كلی میتوان گفت که تمام جنگهای پیامبر صلی الله علیه و اله ، جنگهای امیرالمؤمنین علیه السلام ، صلح امامحسن علیه السلام و جنگ امامحسین علیه السلام بهخاطر همین غیرت دینی معصومین علیهم السلام بوده است.
دفاع مقدس و دفاع از حرم حضرت زینب؟س؟ نیز اوج غیرت دینی شیعه در زمان ماست و باعث شده است كه رزمندگان راهی جبههها شوند.
منبع
1. _اللهوف علی قتلی الطفوف_، علیبنموسی ابن طاوس، ص۲۰۱.
##### مُردۀ زندهنما
غیرت دینی فریضهای است که در هیچ وضعیتی ترکشدنی نیست؛ حتی اگر انسان نتواند عملاً جلوی متجاوزان به حریم دینی را بگیرد، موظف است قلباً از آنان نفرت داشته باشد که این هم جلوهای از غیرت دینی است و آنانی که حتی این مرحله از غیرت را در جان خود راه نداده اند، «مردۀ زندهنما» هستند.
امامصادق علیه السلام میفرمایند:
خداوند متعال، دو فرشته را مأمور کرد تا شهری را با اهلش ویران کنند. زمانی که به شهر رسیدند، فردی را یافتند که در حال دعا و تضرع در برابر خداوند بود. یکی از آن دو فرشته به دیگری گفت: «این فرد عابد را نمیبینی؟ [آیا میخواهی شهر را با او ویران کنی؟]» آن دیگری گفت: «میبینمش؛ ولی آنچه را که خدا به من دستور داده است، انجام میدهم». آن ملک گفت: «ولی من تا زمانیکه از خداوند متعال کسب تکلیف نکنم، دست به کاری نمیزنم». پس به خداوند متعال عرض کرد: «در آن شهر فردی را دیدم که در حال عبادت و تضرع بود. [آیا با وجود او شهر را ویران سازیم؟]» خداوند فرمود: «به آن چیزی که دستور دادم عمل کنید: «فَإِنَّ ذَلِکَ رَجُلٌ لَمْ یَتَغَیَّرْ وَجْهُهُ غَضَباً لِی قَطُّ» (چون آن فرد، به هیچ عنوان بهخاطر من [بر هیچ گناه و خطایی] غضبناک و خشمگین نشده است [و هیچ اقدامی در تغییر آن گناهان انجام نداده است]).1
مؤمن واقعی اهل غیرت است و هر كجا كه ببیند علنی به جنگ خدا رفتهاند، نمیتواند آرام بگیرد.
منبع
1]. _بحار الأنوار_، محمدباقر مجلسی، ج۹۷، ص۸۶، حدیث ۶۰: «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مَلَکَیْنِ إِلَى أَهْلِ مَدِینَهٍ لِیَقْلِبَاهَا عَلَى أَهْلِهَا فَلَمَّا انْتَهَیَا إِلَى الْمَدِینَهِ وَجَدَا رَجُلًا یَدْعُو اللَّهَ وَ یَتَضَرَّعُ إِلَیْهِ فَقَالَ أَحَدُهُمَا لِلْآخَرِ أَ مَا تَرَى هَذَا الدَّاعِیَ فَقَالَ قَدْ رَأَیْتُهُ وَ لَکِنْ أَمْضِی لِمَا أَمَرَنِی بِهِ رَبِّی فَقَالَ وَ لَکِنِّی لَا أُحْدِثُ شَیْئاً حَتَّى أَرْجِعَ إِلَى رَبِّی فَعَادَ إِلَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فَقَالَ یَا رَبِّ إِنِّی انْتَهَیْتُ إِلَى الْمَدِینَهِ فَوَجَدْتُ عَبْدَکَ فُلَاناً یَدْعُوکَ وَ یَتَضَرَّعُ إِلَیْکَ فَقَالَ امْضِ لِمَا أَمَرْتُکَ فَإِنَّ ذَلِکَ رَجُلٌ لَمْ یَتَغَیَّرْ وَجْهُهُ غَضَباً لِی قَطُّ».