معنای بصیرت برو به برنامه

بصیرت یعنی هوشیاری و آگاهی و استفادۀ درست از عقل و منطق و در یک کلمه، بصیرت به معنای «چشمِ عقل» است. در واقع، بصیرت و بینش، نوری درونی است که شخص با آن نور، در میان مردم زندگی می‌کند؛ چنان‌که _قرآن کریم_ فرموده است:

( وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النّاسِ ) 1

و چه بی‌فایده است دیدۀ سر، هنگامی که دیدۀ دل نابینا باشد که خداوند می‌فرماید:

( تَراهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ وَ هُمْ لا یُبْصِرُونَ2 )

کسانی‌که بصیرت در دین دارند، از دین خارج نمی‌شوند و به حرام کشیده نمی‌شوند؛ مانند کاسبان قدیم که قبل از آنکه به سراغ شغل روند، ابتدا احکام معاملات را می‌خواندند. حضرت علی علیه السلام نیز در این باره به کاسبان و تاجران می‌فرمودند:

«یا مَعْشَرَ التُّجّارِ أَلْفِقْهُ ثُمَّ الْمَتْجَرُ أَلْفِقْهُ ثُمَّ الْمَتْجَرُ أَلْفِقْهُ ثُمَّ الْمَتْجَرُ».3

(ای گروه تجار، اول فقه، سپس تجارت؛ اول فقه، سپس تجارت؛ اول فقه، سپس تجارت).

البته دانستن احکام شرعی کافی نیست؛ زیرا در طول تاریخ، افراد بسیاری بودند که آگاه به واجبات و محرمات بودند؛ اما به دلیل فقدان بصیرت، به منجلاب عجیبی گرفتار شدند.

یکی از شخصیت‌های بی‌بصیرت تاریخ، شمر بن ذی‌الجوشن است که به بزرگ‌ترین جنایات تاریخ دست‌زده است؛ اما این شخصیت مغضوب، پیشینه و سابقۀ درخشانی داشت که به‌واسطۀ بی‌بصیرتی، همه را از بین برد.

مشهور است که شمر شانزده بار پیاده به سفر حج رفته بود و جزء فقها بود و ماجرای حکم فقهی که دربارۀ موضوعی در حج صادر کرده است، در تاریخ بسیار معروف و مشهور است.

او جزء امرا و فرماندهان سپاه حضرت علی علیه السلام در جنگ صفین بود که در رکاب امیرالمؤمنین علیه السلام تا مرز شهادت پیش رفت و زخم برداشت و جانباز رکاب آن حضرت علیه السلام شد. مجروح شدن شمر در این جنگ را در بسیاری از منابع ذکر کرده‌اند.4

مسلم بن عبدالله ضبابی می‌گوید: «شمر نیز با ما [در سپاه امام علی علیه السلام ] بود. ادهم‌بن‌محرز با وی مبارزه کرد و با شمشیر صورت شمر را زد. شمر نیز ضربتی به او زد؛ اما ضربه‌اش اثرگذار نبود. پس شمر پیش یاران خویش بازگشت و آبی نوشید؛ آنگاه نیزه‌ای گرفت و رجزخوان رفت و به ادهم حمله برد و با نیزه، ضربه‌ای محکم به او وارد کرد و گفت: ̓این ضربۀ من در مقابل آن ضربه تو! ̒»5 اما همین فرمانده، دست خود را به خون امام حسین علیه السلام و یارانش آغشته کرد!

مشکل اصلی امام حسین علیه السلام کفار نبودند؛ بلکه کسانی بودند که ظاهراً مسلمان بودند؛ اما بصیرت نداشتند و برای تقرّب در پیشگاه الهی به چنین جنایاتی دست می‌زدند! بنابراین لازم است که انسان بصیرتش را افزایش دهد.

بصیرت تشخیص حق از باطل نیست؛ بلکه تشخیص حق از حق ماست. تشخیص خشکی در مقابل آب سخت نیست؛ بلکه آنجایی که سراب است، کار مشکل می‌شود.

منبع

1. انعام، 122: «و نورى برایش قراردادیم كه با آن در میان مردم راه برود…».

2. اعراف، 198: «آن‌ها را مى‏بینى که به تو نگاه مى‏كنند؛ اما درحقیقت نمى‏بینند!».

3. ا_لكافی_، محمدبن‌یعقوب کلینی، ج‏5، ص150.

4. _تاریخ الامم و الرسل و الملوک_ (معروف به تاریخ طبری)، ابوجعفر محمدبن جریر طبری، به‌تحقیق، محمدابوالفضل ابراهیم، ج 5، ص 28، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، 1387ق؛ _وقعة صفین_، نصربن‌مزاحم، به‌تحقیق و تصحیح عبدالسلام‌محمد هارون، ص 268، قم، مکتبةآیةالله‌المرعشی النجفی، چاپ دوم، 1404ق؛ _دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشأن الأکبر_ (تاریخ ابن‌خلدون‏)، عبدالرحمن‌بن‌محمد ابن‌خلدون، به‌تحقیق خلیل شحادة، ج2، ص 631، دارالفکر، بیروت، چاپ دوم، 1408ق.

5. _تاریخ الامم و الرسل و الملوک_ (معروف به تاریخ طبری)، ابوجعفر محمدبن جریر طبری، ج5، ص28.

Begin WebGozar.com Counter code End WebGozar.com Counter code