شرط اساسی اسلام برای انجام هر امری، رعایت تقواست؛ برای مثال در هنگام فوت خلیفه دوم، عدهای در شورای ششنفره نزد حضرت علی علیه السلام آمده و گفتند: «اگر این شروط را قبول کنید، خلیفه میشوید: عمل به قرآن، عمل به سنت پیامبر صلی الله علیه و اله و عمل به سنت خلیفۀ اول و دوم«. حضرت علی علیه السلام فرمودند: «من به قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه و اله عمل میکنم، اما بقیه را به اجتهاد خود عمل میکنم». گفتند: «فایدهای ندارد». امام علی علیه السلام چون قله تقوا هستند، هیچگاه بهدلیل تأمین منافع، حدود الهی را رد نخواهند کرد و این در حالی است که شاید اطرافیان حضرت با خود میگفتند که اگر حضرت قبول میکردند و دروغ مصلحتی میگفتند، بهتر بود.
مقام معظم رهبری مدظله العالی دراینباره میفرمایند:
«بحثی که در اطراف آن چند نکتهای عرض خواهم کرد، بحث سلوک سیاسی امیرالمؤمنین علیه السلام است ... . در این سیاستورزی، امیرالمؤمنین علیه السلام یکی از خصوصیاتش این است: از مکر و فریب دور است. در جملهای از حضرت نقل شده است که: «لو لا التّقی، لکنت ادهی العرب»؛1 اگر تقوا دست و پای مرا نمیبست، از همه آحاد و مکاران عرب، مکر و حیله را بهتر بلد بودم. یک جای دیگر در مقام مقایسه معاویه با خودش ـ چون معاویه به دهاء و مکر در حکومت معروف بود ـ، به حسب آنچه که نقل شده، فرمود: «واللَّه ما معاویة بأدهی منّی»؛2 معاویه از من زرنگتر نیست، اما علی علیه السلام چه کند؟ وقتی بنای بر رعایت تقوا و رعایت اخلاق دارد، دست و زبانش بسته است. روش امیرالمؤمنین علیه السلام این است. تقوا که نبود، دست و زبان انسان باز است؛ میتواند همه چیز بگوید. خلاف واقع میتواند بگوید، تهمت میتواند بزند، دروغ به مردم میتواند بگوید، نقض تعهدات میتواند بکند، دلبستگی به دشمنانِ صراط مستقیم میتواند پیدا کند. وقتی تقوا نبود، اینجوری است. امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: من سیاست را با تقوا انتخاب کردم؛ با تقوا اختیار کردم. این است که در روش امیرالمؤمنین علیه السلام مکاری و حیلهگری و کارهای کثیف و این چیزها وجود ندارد؛ پاکیزه است».3
منبع
1. اصول الكافی، ج ۸، ص ۱۸؛ و تحف العقول، ص ۹۲؛ و شرح نهجالبلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱، ص ۲۸؛ و بحار الأنوار، ج ۷۴، ص ۲۸۲.
2. خطبه ۲۰۰ نهجالبلاغه، از سخنان آن حضرت درباره معاويه است که فرمود: «به خدا قسم، معاويه زيرکتر از من نيست، ولى او خيانت مىورزد و گناه مىكند؛ و اگر غدر و مكر نكوهيده نبود، من از زيرکترين مردمان بودم، ولى هر نيرنگى معصيت است و هر معصيتى نوعى كفر است؛ و هر نيرنگبازى را در قيامت نشانهاى است كه به آن شناخته مىشود. سوگند به خدا كه من با مكر و حيله غافلگير نمىشوم و با شدت و سختى ناتوان نمىگردم».
3. خطبههای نماز جمعه تهران، مورخ ۱۳۸۸/۶/۲۰.