امروزه یکی از مهمترین ابزار دشمن ابزار تغییر واقعیت هاست. به این صورت که اقدامات بزرگ جمهوری اسلامی را کوچک، و ضعفهای کوچک را بزرگ نشان میدهد. لذا رهبر معظم انقلاب مدظله العالی نیز فرمودند:
«به نظر من مهمترین چالش کشور ما یک چالش ذهنی است»2.
برای مقابله با این اقدام دشمن امروز جهاد تبیین لازم است. جهاد به معنی این است که ببینیم دشمن از کجا پیشروی میکند و ما نیز در همان جهت به مقابله با او برخیزیم. در این جنگ شناختی باید دید که دشمن برای تغییر و انحراف ذهن ما چه چیزی را هدف قرار داده است.
امروز دشمن آرمان ها و اصول بنیادین و همچنین اقدامات آشکار نظام را تحریف میکند؛ دوران سراسر ضعف پهلوی را بزک میکند؛ دستاورد ها رو کوچک نشان میدهد و در صدد القای این مطلب است که ریشه مشکلات کشور به خاطر گفتمان انقلاب اسلامی و ایستادگی در مقابل آمریکا و استکبارستیزی و به خاطر عدم ارتباط با آمریکا است. رفع این گرههای ذهنی و پاسخ به این تحریف ها، نیاز ضروری به تبیین دارد.
قرآن کریم نیز در برخی از آیات هدف خودش را چنین چیزی معرفی میکند:
( نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمينَ ) 3؛
و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز، و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است!
قرآن، تبیین کنندۀ است. تبیین یعنی روشن کردن؛ قرآن مثل خورشید، میماند، روی چیزی بیفتد آن را روشن میکند.
مقام معظم رهبری، جهاد تبیین را، یک جهاد قطعی، فوری و وظیفه همگانی دانستند. در جهاد تبیین دو گام اساسی داریم یکی اینکه ما چگونه تبیین کنیم؟ دیگری اینکه ما چه چیزی تبیین کنیم؟
ما فکر میکنیم همه چیز روشن هست، نیاز به تبیین ندارد در حالی که بسیاری از حقایق هست که برای شما روشن شده است، برای بسیاری از افراد جامعه، مطلب روشن نیست. نقطه مقابله تبیین، تاریکی است. نظام سلطه، از تاریک بودن اذهان و دل ها بیشترین استفاده را میکند.
ما برای جهاد تبیین، نیاز به قرآن داریم. جامعۀ که با قرآن آشنا باشد، روشن میشود و دیگر نمیتوان این جامعه را فریب داد. اسیر غرب و شرق کرد. ما باید برای جهاد تبیین، آستین بالا بزنیم اول خودمان روشن شویم، هم ذهن و هم دلمان؛ بعد شروع کنیم به روشنگری در جامعه.
جهاد تبیین، مجاهده دائمی اولیای الهی در طول تاریخ بوده است. به عنوان نمونه حضرت زهرا علیها السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و اله ، به تبیین وضعیت و شرایط و دفاع از امام زمان خود میپرداختند؛ ایشان حتی اسلام و جایگاه امیرالمؤمنین علیه السلام را با رفتن به منزل صحابه نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و اله تبیین و با گفتوگو و خطبه خوانی در بین زنان مدینه این مهم را دنبال میکردند. یا زینب کبری علیها السلام مأموریت تبیین جریان حق، در ایام بعد از شهادت ابیعبدالله علیه السلام را بر عهده داشتند. بنابراین، جریان تبیین یک جریان خیلی مهم و مقدس و منتسب به اهل بیت علیهم السلام و حتی انبیاء الهی است و اگر کسی امروز نتواند این مهم را به خوبی انجام دهد در مدینه هم اگر میبود نمیتوانست از جریانِ حق به خوبی دفاع کند!
امامانِ هدایت، ارزش زیادی برای تبیین قائل بوده و همواره یاران و اصحاب خود را نسبت به حراست از مکتب تشویق میکردند. از امام حسن عسکری علیه السلام نقل شده4 است:
مردی هدیهای به رسم ارمغان به خدمت امام حسن مجتبی علیه السلام آورد. حضرت کسی که هدیه آورده بود را بین دو پاداش مخیّر نمود. آن حضرت فرمود: «در مقابل هدیهای که برایم آوردهای، آیا مایل هستی بیست هزار درهم به تو ببخشم؟ یا بابی از علم و عرفان به جهت کرم و احسان برایت باز کنم که به وسیلهی آن علم استدلالی بر فلان ناصبی لجوج که در روستای تو ساکن است پیروز شوی و ضعفا و مساکین علم و معرفتِ اهل آن روستا را از گرفتار شدن در دام انحراف او نجات بدهی؟» آن مؤمن گفت: «.من کلمهای که به وسیلهی آن بتوانم بر تمام دشمنان خداوند بزرگ غلبه کنم را انتخاب میکنم.» امام علیه السلام فرمود: «انتخاب خوبی انجام دادی!» سپس حضرت آن دانش استدلالی را به آن مرد آموخت و بیست هزار درهم را نیز به او بخشید. بعد از آن که مرد از خدمت امام به نزد آن ناصبی لجوج رفت، با استدلال قوی، ناصبی را مغلوب کرد و روسیاه نمود. پس از مدتی آن مرد خدمت امام مجتبی علیه السلام مشرف شد. آن حضرت فرمود: «ای بندۀ خدا، هیچ کس مثل تو سود به دست نیاورد و هیچ کس از دوستان خاندان ما معاملهای پر سودتر از معاملۀ تو انجام نداد؛ زیرا برای تو در این سود و معامله چند نوع منافع از روی حساب و کتاب حاصل شد: اول، دوستی و محبت خداوند. دوم، محبت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و علی علیه السلام . سوم، محبت اولاد طیبین و طاهرین از خاندان این دو بزرگوار. چهارم، دوستی ملائکۀ مقرب خداوند بزرگ. پنجم، دوستی برادران مؤمنِ تو از شیعیان ائمهی معصومین علیهم السلام . بله به وسیلهی این عمل به عدد هر مؤمن و کافر، کسب خیری کردی که هر یک از آنها هزار مرتبه از دنیا و آنچه در آن است برتر است. پس گوارا باد تو را، گوارا باد تو را.5
همچنین کاری که علما در طول تاریخ تشیع انجام میدادند نیز جهاد تبیین بود. یعنی هر زمانی که گرهای در ذهن مردم به وجود میآمد، علما ورود کرده و آن گره را باز و آن شبهه را برطرف میکردند. علما میدیدند چه مسئلهای مردم را از دین خارج میکند، ورود کرده و آن شبهه را تبیین میکردند. امروز نیز یکی از مهمترین گرههای ذهنی، شبهات در حوزه انقلاب اسلامی است، عملکرد برخی از مسئولین و هجمه همه جانبه دشمن، در ذهن برخی از مردم این مطلب را قرار داده که «ایران، ضعیف ترین کشور دنیا است» در حالی که با کمی مطالعه و دقت در اطراف به قدرتمندی جمهوری اسلامی پی خواهیم برد. پس امروز وظیفه علما، روحانیون، اساتید ، نخبگان و همه مردمِ آگاه و بصیر «جهاد تبیینی» است. جهادی که اگر در طول دوران بعد از آغاز غیبت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف اتفاق نمیافتاد، امروز نامی از تشیع باقی نمانده بود.
علامه امینی رحمه الله علیه شنید عدهای میگویند: «حدیث غدیری که تا به حال برای ما نقل شده است، سندیت ندارد.» علامه امینی رحمه الله علیه عمرش را صرف نوشتن کتاب «الغدیر» کرد، تا پس از آن کسی نتواند چنین حرفی بزند.
در واقع ارزش کار علامه از دو جهت است:
تبیین مسئله غدیر و اتقانسازی روایی و نقلی این اتفاق بزرگ
توجه کردن به افکار مردم زمان خود و برطرف کردن گره ذهنی آنها
تبیین مسائلی که به گرة ذهنی مردم تبدیل شده است، تا این حد اهمیت دارد که شخصی مثل علامه امینی رحمه الله علیه همه زندگی خود را صرف این کار میکند.
نمونه دیگری از جهاد تبیینی علما، با تألیف آثاری درخور توجه، در رد و پاسخگویی ادعاها و شبهات، پاسخگویی سه عالم بزرگ، مرحوم آقا بزرگ تهرانی رحمه الله علیه و سید حسن صدر رحمه الله علیه و محمد حسین کاشف الغطاء رحمه الله علیه به ادعای جرجی زیدان است.
جرجی زیدان در کتاب « تاریخ آداب اللغة العربیة» سخنی بدین مضمون گفته است که :« شیعه طایفهای بود کوچک و آثار قابل اعتنایی نداشت و اکنون شیعهای در دنیا وجود ندارد.» بعد از اذعان این ادعا توسط زیدان، سه تن از علما در صدد رفع این ادعا برآمدند و قرار گذاشتند هر یک در باب معرفی شیعه کاری را بر عهده گیرند؛ علامه سید حسن صدر درباره حرکت علمی شیعه و نشان دادن سهم آنان در تأسیس و تکمیل علوم اسلامی تحقیق کرد که ثمرۀ کار ایشان کتاب « تأسیس الشیعة لفنون الاسلام» شد. علامه شیخ محمد حسین کاشف الغطاء کتاب « تاریخ آداب اللغه» جرجی زیدان را نقد کرد و بر هر چهارجلد آن نقدی جامع و علمی نوشت، شیخ آقا بزرگ متعهد شد فهرستی برای تألیفات شیعه بنویسد و کتاب « الذریعة الی تصانیف الشیعة» را فراهم آورد.[ایشان مجموعه 25 جلدی که در آن بیش از 53 هزار کتاب تالیفی و ترجمه از علمای شیعه در موضوعهای گوناگون معرفی شده است، تالیف کردند.]6
نمونههای مشابه به این، دقیقاً همان کاری است که امروز به آن نیاز است و باید انجام شود. برای رفع گرههای ذهنی مردم باید تلاش کرد و همانطور که گذشت، امروز مهمترین چالش ذهنی این است که نظام جمهوری اسلامی در این سالها ناکارآمد بوده است؛ فلذا اگر کسی امروز در زمینه اقتدار و امیدآفرینیِ ناشی از قدرتِ واقعی کشور، ملت را روشن کرده و تبیین کند، جهادی بزرگ انجام داده است.
متأسفانه دشمن به یک نکته راهبردی دست پیدا کرده است و آن فعال کردن جریان ناامیدی و حس ضعف و شکست است. یعنی مردم ایران فکر کنند بدبختترین ملتها و ضعیفترین ملتها هستند و انقلاب اسلامی و نظام اسلامی آنها را به این فلاکت انداخته است؛ در حالی که نه فلاکتی است و نه بدبختی! اتفاقاً عزت، قدرت و سعادت نصیب ملت ایران شده است؛ اما دشمن با رسانه قوی خود، وارونه نمایی میکند و یکی از کلیدیترین مفاهیمی که دشمن با آن مردم را زمینگیر میکند، القاء حس ضعیف بودن و نداشتن قدرت است؛ جالبتر اینکه برای قدرتمند شدن، آمریکا را فرشته نجات معرفی میکند، در حالی که امروز نه ایران در موضع ضعف 40 سال پیش است و نه آمریکا در قدرت آن دوران
دشمن مشخصاً در پی القای دو مضمون است:
ادامه انقلاب، بنبست است.
تنها راه نجات، دست برداشتن از آرمانهای انقلاب و روی آوردن به آمریکا است.
ارادۀ جدی دشمن در القاء ناتوانی به جایی رسیده است که در برخی از افراد، تحت تاثیر القاهای ذهنی کاذب دشمن، اقدامات برآمده از روی ضعف کشورهای دیگر را تحسین میکنند اما قوی ترین اقدامات کشورشان را بیان نمیکنند.
به عنوان مثال، فرض کنید ماهوارهای به نام ما به فضا پرتاب میشد که کشور دیگری مثل آمریکا آن را طراحی کرده بود، انگلیس آن را ساخته بود و ژاپن هم پرتاب موفق آن را انجام میداد و ما فقط پول آن را میپرداختیم؛ آیا این نشانه قدرت ما تلقی میشد یا ضعف ما؟! نشانه اقتدار ما محسوب میشد یا سوءاستفاده از سرمایه و سرزمین ما؟! قطعاً دومی؛ یعنی نشانه ضعف و سوءاستفاده است.
اما جالب است بدانید رسانههایی که مأموریتِ ناامیدسازی مردم و به استضعاف کشاندن ملت ایران را دارند، این جریان را نشانهی اقتدارِ امارات معرفی و اظهار کردند که ببینید ایرانیها چقدر از امارات کمتر اند که نتوانستند چنین کاری را تاکنون انجام بدهند؛آنهم ماهواره ای که نه امارات طراحی کرده بود و نه ساخته بود و نه پرتاب. درصورتیکه ما سالهاست ماهواره به فضا فرستادهایم. حتی جزء معدود کشورهای دنیا هستیم که به فضا موجود زنده فرستادیم و برگرداندیم. آیا کسی احساس قدرت کرد؟!
در حالی که یکی از مقامات حوزه هوافضایِ ایران، میگوید7:
ماهواره امید در مدار قرار گرفت و ارتباط کاملی با ایستگاه زمینی برقرار کرد. بعد از آن صحبتهای مقابل ما هم کاملاً عوض شد و گفتند: «دیگر موشکهای ایران تا اسرائیل میرسد.» سازمان ملل چند روز بعد، در وین نشستی با عنوان استفاده صلح آمیز از فناوری فضایی به نام کوپس برگزار کرد. در آن نشست برخورد کشورها با ما دیدنی بود؛ حتی نماینده عربستان آمد و به شانه من زد که شما افتخار اسلام هستید. خیلی از کشورها میگفتند برای دانشمندان ما هم دوره میگذارید؟ ماهم هیچ کدام را رد نمیکردیم. قرار شد ما ماهواره مشترک با سایر کشورها بسازیم و آنها به سرعت به توان جمهوری اسلامی ایمان آوردند. همۀ اینها در حالی است که در دنیا فقط پانزده کشور، ماهواره میسازند و اجازه اضافه شدن کشور دیگری خصوصا کشوری همچون ایران را نمیدهند. حتی از خرید قطعات و تجهیزاتی که دارای استاندارد فضایی است، به شدت جلوگیری میکردند.8
این مظلومیت جمهوری اسلامی است که چه کار خوبی انجام بدهد و چه کار بدی انجام بدهد، به هر حال متهم و محکوم به خطاست.
نمونههای مظلومیت جمهوری اسلامی بسیار است. در داخل و خارج هر که میرسد ضربه ای به این نظام میزند.
به عنوان مثال، ماجرای کشتن حدودا 20 سگ ولگردی که به مردم حمله کرده بودند. این اقدام تبدیل به سوژه خبری برای رسانهها شده بود، تا جمهوری اسلامی را به زیر پا گذاشتن حقوق حیوانات و ... متهم کنند. اعتراضات دسته جمعی گستردهای در سطح شهرها و هجمههای فراوانی در فضای مجازی علیه ایران، صورت گرفت در حالی که این اقدام به دستور سازمان بهداشت جهانی (WHO) به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری آنها در همه دنیاست. این موضوع تا حدی پیش رفت که ترامپ، رئیس جمهور وقت آمریکا، نسبت به این اقدام ایران را محکوم کرد و چندین تحریم به تحریمهای ایران اضافه شد.
یکی از نمونههای حمله سگهای ولگرد به مردم بی گناه، مربوط به شاهین شهر اصفهان بود که سگها به جوانی که خود از مدافعین حقوق حیوانات بود حمله کرده و او را تکه تکه کردند، اما تعدادی از همشهریان او بجای عزاداری برای این جوان، برای سگها عزا گرفته و شروع به فحاشی به جمهوری اسلامی کردند. اما رفتار دوگانه مدافعان حقوق حیوانات چند روز بعد در ماجرای کشتن شترها در استرالیا خود را نشان داد. به گزارش یورونیوز در سال 2020، استرالیا ، 5000 شتر را از ترس آنکه به مناطق شهرنشین بر اثر خشکسالی حمله کنند، به رگبار بست و هیچ جنجال خبری و یا حتی کوچکترین اعتراضی نسبت به این اقدام رخ نداد. نمونههایی از این دست بسیار است که از آن عبور میکنیم.
و ما موظف هستیم که برای مقابله با این ترفند دشمن، قدرت و اقتدارمان را برای مردم تبیین کنیم.
منبع
1. این فصل از کتاب «اصول اقتدار» اثر حجت الاسلام راجی استخراج شده است
2. بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، ۱۳۹۷/۰۱/۰۱
[https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=39272)
3. نحل،89.
4. احتجاج طبرسی، ج1، ص19، ح16 به نقل از تفسیر امام حسن عسکری علیهالسلام، ص346، بحارالأنوار، ج2، ص8
5. قال له: أیُّما أَحَبُّ إلَیک؟ ان أرد علیک بدلها عشرین ضعفا، عشرین ألف درهم أو أفتح لک بابا من العلم تقهر فلانا الناصبی فی قریتک تنقذ به ضعفاء أهل قریتک؟ ان أحسنت الاختیار جمعت لک الأمرین، و ان أسأت الاختیار، خیرتک لتأخذ أیهما شئت. فقال: یابن رسول الله فثوابی فی قهری لذلک الناصب، و استنقاذی لأولئک الضعفاء من یده، قدره عشرون ألف درهم؟. قال علیهالسلام: بل أکثر من الدنیا عشرین ألف ألف مرة!. فقال: یابن رسول الله فکیف أختار الأدون! بل أختار الأفضل: الکلمة التی أقهر بها عدو الله، و اذوده عن أولیاء الله. فقال الحسن بن علی علیهماالسلام: قد أحسنت الاختیار. و علمه الکلمة و أعطاه عشرین ألف درهم، فذهب فأفحم الرجل، فاتصل خبره به علیهالسلام فقال له اذ حضره: یا عبدالله! ما ربح أحد مثل ربحک، و لا اکتسب أحد من الأوداء مثل ما اکتسبت: اکتسبت مودة الله أولا، و مودة محمد صلی الله علیه و ←آله و سلم و علی علیهالسلام ثانیا، و مودة الطیبین من آلهما ثالثا، و مودة ملائکة الله تعالی [المقربین] رابعا، و مودة اخوانک المؤمنین خامسا، و اکتسبت بعدد کل مؤمن و کافر ما هو أفضل من الدنیا ألف مرة، فهنیئا لک هنیئا.
6. نک: شیخ آقا بزرگ طهرانى، محمدرضا حكیمى، ص 24 .
7. رضا تقی پور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت وقت
8. امواج اراده ها( گوشه ای از اراده و توان ایرانی به سمت خودکفایی و پیشرفت)، گردآوری و تدوین میلاد حبیبی و پژمان عرب، ص269