سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. یکی از بهترین فرصتها برای گرفتن روزه قضا در ایام زمستان است که روز کوتاه می باشد به همین جهت چند نکته خدمت عزیزان یادآوری می کنم:
کسی که بابت ماه رمضان سال گذشته روزه قضا دارد به نظر امام خامنه ای حفظه الله و اکثر مراجع چنانچه توانایی روزه گرفتن دارد باید تا قبل از ماه رمضان سال جدید روزه قضای خودش را بگیرد و چنانچه کسی در سال اول روزه قضا را نگیرد علاوه بر لزوم قضای روزه در سالهای بعد، باید به ازاء هر روز 750 گرم نان یا برنج و مانند اینها به فقیر بدهد. (امام رهبری گلپایگانی وحید: احتیاط واجب. فاضل مکارم: فتوی. مخالف خویی سیستانی: احتیاط مستحب)(جزوه روزه ص 158و رساله اموزشی رهبری،احکام روزه قضا م 6)2
. وقت نیت روزه قضا تا قبلاز اذان ظهر است و در روزه مستحبی تا قبل از اذان مغرب، بشرط اینکه تا آن موقع مبطلات روزه را انجام نداده باشد مثلا چیزی نخورده باشد.
اگر انسان عمدا و از روی اختیارکاریکه روزه را باطل میکند مثل خوردن و آشامیدن، انجام دهد روزه را باطل میکند و اگر بسبب فراموشی و غفلت باشد روزه باطل نمیشود. و در این حکم فرقی بین روزه اداء، قضا، واجب و مستحب نیست. (رساله مراجع مساله1575,1553و1565 عروه الوثقیکتاب الصوم فصل فی النیه م11)
در پایان نکته ای مهم را درباره آداب زیارت یادآوری میکنم که لازم است زائران محترم توجه بیشتر نمایند ما در حرم مطهر در محضر ولی خدا هستیم که بر اساس روایات، امام علیه السلام سخن ما را میشنوند و سلام ما را پاسخ میدهند. حضور در پیشگاه امام علیه السلام اقتضاء میکند که از بلند کردن صدا در حرم مطهر و اطراف ضریح مطهر پرهیز شود حتی صلوات هم آهسته فرستاده شود تا ضمن حفظ احترام مقام امام علیه السلام و رعایت ادب حضور مزاحمتی برای حضور قلب زائران ایجاد نشود و همچنین همه زائران عزیز با لباس مناسب به حرم مطهر مشرف شوند و خواهران گرامی در همه مکانها خصوصاً حریم قدس رضوی با حجاب و پوشش کامل حضور پیدا کنند.
خداوند متعال ما را از روزه داران واقعی قرار دهد به برکت صلوات بر محمد
برخی از فضایل حضرت زهرا(سلام الله علیها ) در منابع اهل سنت نقل میشود:
1-غضب خدا در غضب حضرت فاطمه سلام الله علیها : پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «فاطِمَة بَضْعَةُ مِنّی فَمَنْ أَغْضَبَها أَغْضَبَنِی»فاطمه پاره وجود من است، هر چه او را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است( صحیح البخاری، ج 3 ، باب مناقب فاطِمَة ،ص 1374)
2-سیده زنان اهل بهشت: پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: فاطِمَة سِیِّدةُ نِساءِ أَهْلِ الجَنِّة».( صحیح البخاری، ج 3 ، باب مناقب فاطِمَة ،ص 1374)
3-فاطمه نجات دهنده دوستانش از آتش: پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلن) فرمودند: فاطمه، فاطمه نامیده شد چون که خدا محبّان او را از آتش دور گردانیده است( مجمع الزوائد : 9/201)
4-بوی بهشت در فاطمه سلام الله علیها : پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: اگر به بوی بهشت اشتیاق میکردم فاطمه را بو میکردم.(منتخب کنز العمّال ،ج 5 ،ص 97)
5-اولین بهشتی: پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: اولین کسانی که وارد بهشت میشوند : علی و فاطمه علیهما السلام هستند.( نور الأبصار، ص 52)
6-مظهر نیکویی: پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: گر نیکویی شخص بود، فاطمه میبود، بلکه او أعظم است، فاطمه دختر من بهترین اهل زمین است در کرم و عنصر و شرف( مقتل الحسین : 1/60)
سلام علیکم—بسم الله الرحمن الرحیم---
خداوند در قرآن می فرماید: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ: خدای شما فرمود که مرا با (خلوص دل) بخوانید تا دعای شما مستجاب کنم(آیه 60 غافر)
در روایات عواملی برای استجابت زودتر دعا ذکر شده است که برخی را ذکر می کنیم:
1-ایمان به خدا: اینکه باور داشته باشیم که همه امور به دست اوست و تا او نخواهد هیچ خیر و شری از ما دور یا به ما نمی رسد؛ از این روی خداوند در آیه تلاوت شده، می فرماید: [«مرا» بخوانید [و امید به دیگران نداشته باشید] تا دعایتان مستجاب شود.
در روایت آمده: که هرگاه یکی از شما اراده کرد که از خداوند چیزی بخواهد و دوست داشت تا دعایش مستجاب شود، باید از همه مردم «ناامید» شود و فقط به او «امیدوار» باشد پس هرگاه این حالت را خداوند در قلب او دید هرچه او بخواهد خداوند به او عطا می کند. (وسائل ج 7، ص 143)
2- حضور قلب: موقع دعا حضور قلب داشته باشیم و با تمام وجود از او درخواست کنیم چرا که حکایت شده: دعایی که با بی توجهی و بدون حضور قلب باشد خداوند مستجاب نمی کند. (کافی، ج 2، ص 473)
3- حضور در جمع مؤمنین و دعا کردن: از امام صادق(علیه السلام) نقل شده: هیچ جماعت چهل نفری نیستند که دعا کنند مگر اینکه خداوند دعایشان را مستجاب می کند و ... (کافی، ج 2، ص 487) و خود ایشان هم به هنگام مشکلات زن و فرزندان را جمع می کرد و دعا می کرد و آنها آمین می گفتند. (کافی، ج 2، ص 487)
4-به صورت جمع دعا کردن و نه فقط برای خود دعا کردن :پیامبر اکرم(صلب الله علیه و آله و سلم ) : هرگاه شخصی از شما دعا کرد پس به صورت جمع دعا کند، چرا که برای همه خواستن، دعا را به استجابت نزدیک تر می کند. (کافی، ج 2، ص 487)
5-دعا برای دیگران: در این زمینه روایات و تأکیدات فراوانی رسیده است چنانکه حضرت زهرا(سلام الله علیها ) نیز شب تا به صبح را به عبادت و در حال دعای به دیگران می گذراند و می فرمود: «الجار ثم الدار» «اول همسایه بعد خودمان». (وسائل الشیعه، ج 7، ص 113)
و در روایات فراوانی نقل شده که دعای به دیگران از جمله دعاهایی است که خداوند وعده استجابت آن را داده (کافی، ج 2، ص 509) و چندین برابر آن دعا را در حق خود دعا کننده مستجاب می کند. (کافی، ج 2، ص 508)
خداوند دعاهای ما را با خیر و مصلحت، استجابت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم.یکی از موضوعاتی که زیاد درباره آن سوال می شود وامهای بانکی است که در این باره چند نکته کوتاه عرض می شود:
وامهایی که بانکها به مردم می دهند به دو شکل است:
شکل اول: قرض الحسنه است که بانک در این نوع سود نمی گیرد و بانک فقط کارمزد می گیرد که به نظر امام خامنه ای و برخی مراجع دیگر بانک می تواند هزینه هایی که بابت قرض دادن متحمل شده، به عنوان کارمزد دریافت کند. و کسی که وام قرض الحسنه گرفته چنانچه در مورد مصرفش شرطی نشده، هر موردی که بخواهد می تواند مصرف کند.
شکل دوم: تسهیلات است که سود دریافت می شود؛ در این نوع وام چنانچه بانک سودش را بر اساس یک قرارداد شرعی دریافت کند، اشکالی ندارد.در این نوع وامها تلاش شده است که سود در برابر پول نباشد بلکه در برابر کالا یا عملی باشد لذا به همین جهت اکنون بسیاری از وامها در قالب مرابحه پرداخت می شود. مرابحه هم به این صورت است که وام گیرنده باید با مبلغ وام برای بانک به صورت نقدی کالایی را خریداری کند و همان کالا به صورت مدت دار با مبلغ توافق شده با بانک، برای خودش بردارد.
لذا در این نوع وام، وام گیرنده باید از نوع قرارداد آگاه باشد و طبق قرار وام را مصرف کند و تخلف از قرارداد جایز نیست. وبا این توضیح گرفتن وام طبق نظر امام خامنه ای و برخی از مراجع دیگر اشکالی ندارد.
در پایان نکته ای مهم را درباره آداب زیارت یادآوری میکنم که لازم است زائران محترم توجه بیشتر نمایند ما در حرم مطهر در محضر ولی خدا هستیم که بر اساس روایات، امام علیه السلام سخن ما را میشنوند و سلام ما را پاسخ میدهند. حضور در پیشگاه امام علیه السلام اقتضاء میکند که از بلند کردن صدا در حرم مطهر و اطراف ضریح مطهر پرهیز شود حتی صلوات هم آهسته فرستاده شود تا ضمن حفظ احترام مقام امام علیه السلام و رعایت ادب حضور مزاحمتی برای حضور قلب زائران ایجاد نشود و همچنین همه زائران عزیز با لباس مناسب به حرم مطهر مشرف شوند و خواهران گرامی در همه مکانها خصوصاً حریم قدس رضوی با حجاب و پوشش کامل حضور پیدا کنند.
تعجیل در فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سلامتی مراجع عظام خاصه امام خامنه ای حفظه الله صلوات بر محمد و آل محمد.
سلام علیکم.بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تبریک به مناسبت ولادت امام چهارم علیه السلام . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روایتی می فرمایند: چهار گروه هستند در قیامت به "من" رسول خدا نزدیکترند و طبیعتا از برکات وجودی پیامبر برخوردار می شوند لذا در برخی ادعیه وارد شده که از خدا می خواهیم که رویت پیامبر را در بهشت روزیمان کن و همچنین این افراد از شفاعت پیغمبر بیشتر بهره مند هست.از آن چهار گروه به دو گروه در این فرصت اشاره می شود:
مورد اول حضرت می فرمایند: أحسنُکم خُلقاً، خوش اخلاقی. اخم کردن و اوقات تلخی کردن و داد کشیدن و با چهره درهم کشیده برخورد کردن، تکبّر و حس برتر بینی از هیچکس در اسلام پذیرفته نیست.
مورد دوم که حضرت می فرمایند: أقرَبُکُم مِنَ الناسِ. نزدیکترینِ شما به مردم. به عبارت دیگر دیگر مردمی بودن. برخی گمان می کنند باید در یک گوشه ای قرار بگیرند و تصور می کنند خیلی مهم و ویژه هستند که باید همه افراد دور سر آن بچرخند که این خطاست و سبک زندگی اسلامی این نیست. و کسی که در نظام اسلامی مسئولیتی دارد نسبت به این سبک اسلامی باید اهتمام ویژه ای داشته باشد و در حد توانش در میان مردم رفت و آمد داشته باشد، با مردم گفتگو کند و با قشرهای مختلف، ارتباط برقرار کند.
در پایان نکته ای مهم را درباره آداب زیارت یادآوری میکنم که لازم است زائران محترم توجه بیشتر نمایند ما در حرم مطهر در محضر ولی خدا هستیم که بر اساس روایات، امام علیه السلام سخن ما را میشنوند و سلام ما را پاسخ میدهند. حضور در پیشگاه امام علیه السلام اقتضاء میکند که از بلند کردن صدا در حرم مطهر و اطراف ضریح مطهر پرهیز شود حتی صلوات هم آهسته فرستاده شود تا ضمن حفظ احترام مقام امام علیه السلام و رعایت ادب حضور مزاحمتی برای حضور قلب زائران ایجاد نشود و همچنین همه زائران عزیز با لباس مناسب به حرم مطهر مشرف شوند و خواهران گرامی در همه مکانها خصوصاً حریم قدس رضوی با حجاب و پوشش کامل حضور پیدا کنند.
خشنودی حضرت رضا علیه السلام صلوات
متن اصلی:
الشرط السابع: ان لایکون ممّن اتّخذ السفر عملاً و شغلاً کالمکاری- درس 175
جلسه 175، یک شنبه 1395/8/16
حدیث:
عن زیدِ بن علیٍّ«علیهماالسلام»، عن آبائه«علیهم السلام» قال: قال رسول الله«صلی الله علیه وآله»: إنَّ أقرَبَکم مِنّی غداً و أوجبکم علیَّ شفاعةً أصدقکم لساناً و آداکم للأمانة و أحسنکم خلقاً و أقرَبکم من الناس.
در قیامت. آن کسی که نزدیک به پیغمبر اکرم«صلی الله علیه وآله وسلّم» باشد، طبعاً از برکات وجود آن بزرگوار برخوردار است. آن کسانی که از آن بزرگوار دورند، قهراً از این انوار و این برکات محرومند. شاید هم مراد از غَد، اعمّ از قیامت و از بهشت باشد. در بهشت هم درجات مختلف است، بعضی ها در درجات عالیه ای هستند که خدای متعال به اینها دیدار پیغمبر، مجالست پیغمبر را روزی می کند. در دعا می خوانید که: من پیغمبرت را زیارت نکردم، أرِنی وَجهَه یا أرِنی رؤیَتَه فی الجنة. به هر حال، نزدیک بودن به پیغمبر، مقام بزرگی است، مقام بلندی است. و أوجَبَکم علیَّ شفاعةً، کسانی که شفاعتشان بر من لازم تر است؛ کأنّه بعضی از بندگان خدا و مؤمنین شفاعت آنها بر پیغمبر به عنوان یک وظیفۀ اخلاقی مسلّم و مقرّر است، پیغمبر وظیفۀ خود می داند که از اینها شفاعت کند، لکن اینها هم درجاتی دارند، بعضی هستند انگیزه و میل به شفاعتِ اینها زیادتر است، بعضی در این حدّ و در این مرتبه نیستند. کسانی که منزلتشان به آن بزرگوار نزدیکتر و شفاعتشان اوجب است، چه کسانی هستند؟
1- أصدَقُکم لساناً، کسانی که زبانشان به دروغ نمی چرخد، صادقترین شما در زبان. صدق در عمل هم داریم، آن، بحث دیگری است. صدق در لسان. که انسان مقیّد باشد، مواظب باشد که این زبان به خلاف واقع نچرخد. یکی از گرفتاریهای امروز ما همین است. یک چیزهایی را بر زبان می آوریم که یا گاهی می دانیم خلافِ واقع است؛ گاهی هم حداقل، نمی دانیم که موافقِ واقع است. که در یک روایتی دارد: کَفی المرءُ کِذباً أن یُحَدِّثَ بِکلِّ ما سَمِع. شایعه پراکنی ها همین است، شایعه پراکنی یعنی: قولِ به غیر علم. یک چیزی یک کسی می گوید، شما بجای اینکه اگر شبهۀ غیبت است، نهی اش کنید؛ می شنوید و خوشتان می آید! و بعد جای دیگر آنرا نقل می کنید! گاهی هم می گوییم: «می گویند»! به خیال اینکه اگر بگوییم «می گویند»، مشکل برطرف می شود. داری حرف را منتقل می کنی.
2- و آداکم للأمانة، کسی که امانت را بیشتر از دیگران رعایت می کند. امانت انواعی دارد، گاهی پولهایی در اختیار ماست، گاهی وظائفی بر عهدۀ ماست، اینها همه امانت الهی است. بعضی در کیفیتِ خرج بیت المال مراعات نمی کنند! اداء امانت نشده است. شما یک جا مدیرید؛ این مدیریت، این مسئولیت یک وظائفی، تعهدهایی دارد، اگر آن تعهدها را رعایت نکردیم، ادای امانت نکردیم! نوع دیگر امانت، عهود الهی است؛ فرض بفرمایید معارف الهی در ذهن ماست، یک چیزهایی را از معارف الهی می دانیم. اینها را بایستی به مردم برسانید، بیان کنید؛ فعلی العالِم أن یُظهِرَ علمَه، لَتُبَیِّنُنَّه للناس و لاتَکتمونَه. یکی از مشکلات جوامع ما، جوامع اسلامی، مشکل ندانستن است. نه فقط جوامع اسلامی، غیرِ جوامع اسلامی هم همین طور است. نمی دانند، یا اکثرِ آنچه را که باید بدانند، نمی دانند! اگر من و شما زبانمان را گویا کردیم به آنچه از معارف که علمِ به آن داریم؛ بخش مهمی از این جهل برطرف خواهد شد. البته باید زبان مخاطب را هم بلد بود، با هر زبانی نمی شود تبلیغ کرد و احکام الهی را بیان نمود.
3- و أحسنُکم خُلقاً، خوش اخلاقی. این هم از وظائف ماست. باید خوش اخلاق باشیم. اخم کردن و اوقات تلخی کردن و داد کشیدن و عبوس برخورد کردن، تکبّر و تَرَفُع کردن از هیچکس در اسلام پذیرفته نیست، از من و شما که عمامه
سلام علیکم—بسم الله الرحمن الرحیم---
خداوند در قرآن می فرماید: «فلله العزة جمیعا: «پس همه عزتها از آن خداوند است . (آیه 10 فاطر)
«عزت» در مفهوم واصطلاح یعنی اینکه انسان مغلوب نشود و در برابر مستکبران ظلم پذیر نباشد.
در روایات عواملی ذکر شده است که موجب عزت میشود که به برخی اشاره می کنیم:
1-بندگی خدا: امام علی(علیه السلام) فرمود: هرگاه جویای عزت شدی، آن را با اطاعت [و پیروی از خدا] بجوی ( غررالحکم، شماره 4056) وفرمود: هر کس می خواهد عزیزترین مردم باشد، باید تقوای الهی داشته باشد (بحار، ج 70، ص 285)
2-ولایتمداری: امام سجاد علیه السلام فرمود: پیروی از صاحبان امر [ائمه اطهار علیهم السلام] تمام عزت است(میزان الحکمه؛ج3، ص1958)
3- جهاد: امام علی(علیه السلام) فرمود: خداوند جهاد را برای عزت یافتن اسلام واجب کرده است(نهج البلاغه دشتی، ص 682)
4- قناعت: امام علی(علیه السلام) فرمود: قانع باش تا عزیز شوی . (بحار، ج 78، ص 53)
5-چشم پوشی از دنیا : امام علی(علیه السلام) فرمود:هر کس از موهبتها [و لذتها] ی دنیا چشم بپوشد، عزیز می شود(غررالحکم، 9148)
-خداوند همه ما را با بندگی خودش عزیز بگرداند به برکت صلوات برمحمد و آل محمد
سلام علیکم—بسم الله الرحمن الرحیم---
خداوند در قرآن می فرماید: «فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ إِنَّ رَبِّی قَریبٌ مُجیبٌ» از خدا آمرزش بخواهید، آن گاه به درگاه او توبه کنید، که پروردگارم نزدیک و اجابت کننده است(آیه 61 هود)
در روایات عواملی برای استجابت زودتر دعا، ذکر شده است که برخی را ذکر می کنیم:
1- بندگی و اطاعت خدا: هرچه خدا را بیشتر بندگی کنیم، خدا هم بیشتر به ما لطف می کند. «من کان لله کان الله له» «هرکه برای خدا بود خدا هم برای اوست.» لذا پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بیان شیرین و پر معنایی در همین رابطه به ابوذر دارند: ابوذر! وقتی انسان مطیع و بنده باشد، به اندازه نمکی که به غذا می زنند، دعا کافی است تا به مرادت برسی. (وسائل ج 7، ص 85)
2- تکرار و پافشاری در دعا: از امام باقر(علیه السلام) نقل شده: هیچ بنده ای در حاجت خود اصرار و پافشاری نمی کند مگر اینکه خداوند دعای او را مستجاب می کند. (وسائل ، ج 7، ص 55)
3- دل شکستگی و منقلب شدن و گریه در موقع دعا: امام صادق(علیه السلام) فرمود: هرگاه، اشک چشمت جاری شد و بدنت لرزید پس آگاه باش که در آن موقع حاجتت برآورده شده است. (وسائل، ج 7، ص 73)
4- صدقه : صدقه دادن قبل از دعا نیز در فراهم شدن مقدمات استجابت مؤثر است؛ لذا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودهاند: «اول صدقه بدهید هر کس دعا را با صدقه شروع کند دعایش رد نمیشود(عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 62)
5- استغفار و اقرار به گناه :یکی از مسائلی که در استجابت دعا مؤثر است طلب بخشش از خداوند و اقرار به گناهان می باشد. (بحارالانوار، ج 22، ص 318)
خداوند دعاهای ما را با خیر و مصلحت، استجابت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم . رسول خدا صلی الله علیه و اله در روایتی می فرمایند:
عَجبٌ لِمَن یَحتَمِی مِن الطَّعام مَخافَةَ الداء. کَیف لایَحتَمی عن الذنوب مخافةَ النّار! (یَحتَمی از حِمیَه است یعنی پرهیزکردن.) تعجب است از کسى که به خاطر ترس از بیمارى، از خوردن غذا پرهیز مى کند، مثلا سرماخوردگی دارد، غذائی که برای او ضرر دارد یا احتمال ضرر میدهد، نمیخورد، پرهیز میکند. برای اینکه مبادا بیمار بشود. چطور از گناهان پرهیز نمیکند از ترس عذاب الهی؟! فردی که در مورد جسمش اینقدر مراقب و مواظبت و پرهیز داردچطور نسبت به آن آیندۀ دشوار، سخت، عذاب الهی، چرا مراقبت نمیکند؟
نکته مهم: این غفلت و بیمبالاتی ناشی از ضعف اعتقاد به خدا و قیامت است.همه ما به خدا و قیامت معتقد هستیم اما باید باورمان به گونه ای باشد که ما را به عمل وادار کند. آن باوری اثرگذار است که در اعماق دلِ انسان ریشه دوانده باشد و انسان به معنای حقیقیِ کلمه از بُنِ دندان آنرا قبول کرده باشد.
حال سوال این است که با چه راهکاری می توان باور را تقویت کرد؟
در جواب عرض می شود: این هم با توسل و توجه به خدا و تدبّر در آیات خداشناسی و قیامت شناسی در قرآن حاصل میشود. قرآن آیاتِ عجیبی در باب خدا شناسی و قیامت دارد، همین آیاتِ آغاز رسالت پیغمبر، آیات مکّه، بسیاری از اینها در باب خدا شناسی و قیامت است. همینها دلها را تکان داد، جانها را به حرکت درآورد، کسانی را متوجه به عاقبتشان کرد. اگر این آیات را یک قدری با تدبّر بخوانیم، انشاءالله اثر خواهد کرد.[1]
در پایان نکته ای مهم را درباره آداب زیارت یادآوری میکنم که لازم است زائران محترم توجه بیشتر نمایند ما در حرم مطهر در محضر ولی خدا هستیم که بر اساس روایات، امام علیه السلام سخن ما را میشنوند و سلام ما را پاسخ میدهند. حضور در پیشگاه امام علیه السلام اقتضاء میکند که از بلند کردن صدا در حرم مطهر و اطراف ضریح مطهر پرهیز شود حتی صلوات هم آهسته فرستاده شود تا ضمن حفظ احترام مقام امام علیه السلام و رعایت ادب حضور مزاحمتی برای حضور قلب زائران ایجاد نشود و همچنین همه زائران عزیز با لباس مناسب به حرم مطهر مشرف شوند و خواهران گرامی در همه مکانها خصوصاً حریم قدس رضوی با حجاب و پوشش کامل حضور پیدا کنند.
تعجیل فرج امام زمان و سلامتی مراجع عظام خصوصا امام خامنه ای صلواتی عنایت بفرمایید.
متن اصلی:
ادلة وجوب القصر- درس 45
جلسه 45، یک شنبه 1393/11/12
حدیث:
عن اسماعیل بن مسلم، که همان اسماعیل بن ابی زیاد معروف به سکونی است، که از عامّه است و از اصحاب امام صادق است و به فرمایش شیخ طوسی، اصحاب به روایات او عمل کردند لکن از بعضی از نقلها استفاده میشود که ایشان شیعه بوده است و معتقد به ولایت ائمه«علیهمالسلام» بوده. "و الله العالم". عن الصادق جعفر بن محمد، عن ابیه، عن آبائه«علیهمالسلام» قال: قال رسول الله«صلیاللهعلیهوآله»: عَجبٌ لِمَن یَحتَمِی مِن الطَّعام مَخافَةَ الداء. یَحتَمی از حِمیَه است یعنی پرهیزکردن. و الحِمیةُ رأسُ کلِّ دَواء که در روایت وارد شده است، پرهیز غذائی است، میفرماید: شگفت است از کسی که از طعام پرهیز میکند، مَخافةَ الداء. سرماخوردگی دارد مثلاً، غذائی که برای او ضرر دارد یا احتمال ضرر میدهد، نمیخورد، پرهیز میکند. برای اینکه مبادا بیمار بشود. کَیف لایَحتَمی عن الذنوب مخافةَ النّار! چطور از گناهان پرهیز نمیکند از ترس عذاب الهی؟! شما که در مورد جسمتان اینقدر مراقبید، مواظبید، پرهیز میکنید، چطور نسبت به آن آیندۀ دشوار، سخت، عذاب الهی، چرا مراقبت نمیکنید؟ از گناه چرا پرهیز نمیکنید؟! البته این غفلت و بیمبالاتی ناشی از ضعف اعتقاد به قیامت است. ما از بعضی از بزرگان میشنیدیم در تعریف اشخاص پرهیزگاری، اشخاص مؤمنی، میگفتند: واقعاً به قیامت معتقد است. همهمان به قیامت معتقدیم، این، معنایش این است که باور قلبی در او آنچنان است که او را به حرکت و عمل وادار میکند. آن باوری اثرگذار است که در اعمال دلِ انسان ریشه دوانده باشد و انسان به معنای حقیقیِ کلمه از بُنِ دندان آنرا قبول کرده باشد. لذا در آن خطبۀ همّام، وقتی حضرت میفرمایند: کیف اصبحت؟ او میگوید: من کأنّه ناله و استغاثۀ اهل جهنّم را با گوشم میشنوم! یقینِ واقعی این است، باید سعی کرد این را در خودمان ایجاد کنیم. این هم با توسل و توجه و تدبّر در آیات قیامت در قرآن حاصل میشود. قرآن آیاتِ عجیبی در باب قیامت دارد، همین آیاتِ آغاز رسالت پیغمبر، آیات مکّه، بسیاری از اینها در باب قیامت است. همینها دلها را تکان داد، جانها را به حرکت درآورد، کسانی را متوجه به عاقبتشان کرد.
اگر این آیات را یک قدری با تدبّر بخوانیم، انشاءالله اثر خواهد کرد
سلام علیکم—بسم الله الرحمن الرحیم---
خداوند در قرآن می فرماید: یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِکَ شَهِیداً عَلى هؤُلاءِ : روزی را که در هر امتی، گواهی از خودشان برایشان برانگیزیم، و تو را هم بر این امت گواه آوریم (آیه 38 نمل)
«شاهد» و «شهید» معنی حضور را می دهد.در زبان عربی به «گواه » از آن جهت «شاهد» می گویند که کسی حق دارد در مورد واقعه ای گواهی بدهد که در آن واقعه حاضر باشد، یعنی انسان در مورد واقعه ای که در آن حضور دارد و احساس می کند و بالعیان آن را می بیند حق دارد شهادت بدهد.این مساله ای است در باب «قضاء» (قضاوت)، می گویند شهادت به علم جایز نیست، شهادت به عین و به حس جایز است، یعنی اگر شما چیزی را یقین دارید و شک ندارید ولی ندیده اید، مثلا یقین دارید همسایه شما دزدی کرده است و از یک احتمال هم نمی دهید که دزدی نکرده، یعنی هیچ احتمال اینکه بتوانید توجیه هم بکنید نمی دهید،و یقین دارید؛ولی باز هم تا به چشمتان ندیدید،حق ندارید بگویید.
در این باره که امام زمان هر عصر، ناظر اعمال مردم آن عصر است، احادیث متعددی آمده است. امام صادق(علیه السلام) فرمود: « روز پنجشنبه اعمال مردم به رسول خدا و ائمه(علیهم السلام) عرضه میشود». (بحار، ج23، ص 345)
در روایت دیگر آمده: در هر عصر و زمانی، امامی از ما اهل بیت علیهم السلام، شاهد و ناظر اعمال مردم است. رسول خدا شاهد بر اعمال ما است».(بحار، ج23، ص 347)
در توقیعی از حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده: به اخبار شما علم داریم. هیچ چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نیست. از لغزش و کاستیهای عملکرد شما آگاه هستیم. چیزی بر ما پوشیده نمیماند».(بحار،ج53، ص 175)
خداوند توفیق ترک گناهان را به همه عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. در این فرصت کوتاه چند نکته درباره خرید وفروش خدمت شما خوبان یادآوری می کنم:
1. یکی از چیزهایی که در هنگام خرید و فروش حرام است، فریب دادن طرف مقابل است مثلا اگر از سالم بودن یا معیوب بودن کالا سوال می کند نباید دروغ بگوید یا اگر فروشنده به جنسی که کهنه هست، صورت ظاهری خوبی بدهد که مشتری متوجه کهنه بودن نشود، حرام است و کسی که در معامله فریب خورده با وجود شرایط حق فسخ و بهم زدن معامله را دارد.
2. در خرید و فروش اموری مستحب است که به برخی از آنها اشاره می شود:
الف : فروشنده در قیمت جنس بین مشتری ها فرق نگذارد مگر به لحاظ فقر، دینداری و تقوا و مانند آن ، مثلا اگر فقیر است به او ارزانتر بفروشد.
ب: کسی که با او معامله کرده ، اگر پشیمان شود و از او تقاضای به هم زدن معامله را داشته باشد ، بپذیرد.
ج: فروشنده و مشتری درقیمت جنس سخت گیری نکنند مگر برای دوری از زیان دیدن .
د: فرد در ابتدای نشستن برای کسب و کار، شهادتین را بگوید و هنگام انجام هر معامله ، تکبیر (اللُه أکْبَر) بگوید. (رساله مراجع ،اقسام معاملات، مستحبات خرید وفروش
در پایان نکته ای مهم را درباره آداب زیارت یادآوری میکنم که لازم است زائران محترم توجه بیشتر نمایند ما در حرم مطهر در محضر ولی خدا هستیم که بر اساس روایات، امام علیه السلام سخن ما را میشنوند و سلام ما را پاسخ میدهند. حضور در پیشگاه امام علیه السلام اقتضاء میکند که از بلند کردن صدا در حرم مطهر و اطراف ضریح مطهر پرهیز شود حتی صلوات هم آهسته فرستاده شود تا ضمن حفظ احترام مقام امام علیه السلام و رعایت ادب حضور مزاحمتی برای حضور قلب زائران ایجاد نشود و همچنین همه زائران عزیز با لباس مناسب به حرم مطهر مشرف شوند و خواهران گرامی در همه مکانها خصوصاً حریم قدس رضوی با حجاب و پوشش کامل حضور پیدا کنند.
خداوند متعال در مال و عمر همه محبین اهل بیت علیهم السلام برکت قرار دهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
سلام علیکم—بسم الله الرحمن الرحیم---
امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: « الدَّاعِی بِلَا عَمَلٍ کَالرَّامِی بِلَا وَتَرٍ»؛ «دعاکننده ای که بدون عمل است مثل کمان بدون زه می باشد. (غررالحکم، ص 193، ح 3767)
در روایات موانعی برای استجابت دعا ذکر شده است که برخی را عرض می کنیم:
1-تلاش نکردن : انسان باید در راستای همان دعایی که کرده تلاش و کوشش کند و گرنه دعای او مستجاب نخواهد شد.
و از این جهت در روایات آمده: شخصی که در خانه نشسته و از خدا درخواست رزق می کند خدا دعای او را مستجاب نمی کند. (کافی، ج 2، ص 511)
2-گناه: از امام باقر(علیه السلام) روایت شده: «گاهی بنده ای به درجه ای می رسد که بناست دعایش به زودی یا آینده نزدیک مستجاب شود ولی گناهی از او سر می زند، آنگاه خداوند به ملائکه خطاب می کند: حاجت او را برآورده نکنید چرا که او متعرض سخط من شد و مستحق محرومیت. (وسائل ج 7، ص 145)
3-ظلم به دیگران: خداوند به حضرت عیسی(علیه السلام) فرمود: به مردم بگو دعای کسی که به دیگران ظلم کرده را مستجاب نخواهم کرد. (عدة الداعی، ص 66)
4-خلاف حکمت و مصلحت بودن : از خداوند حکیم در حدیث زیبای قدسی حکایت شده: ای بندگان من در آنچه به شما امر کرده ام عبادت و بندگی مرا انجام دهید و مصالح خود را به من یاد ندهید، چرا که من عالم ترین به مصالح شما هستم و نسبت به مصالح شما بخل نمی ورزم. (تنبیه الخواطر، ص 350)
5-لقمه حرام : رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر کس لقمهای از حرام بخورد، تا چهل شب نمازش قبول نمیشود و تا چهل صبح دعایش مستجاب نمیگردد»(بحار، ج ۶۳، ص ۳۱۴)
خداوند دعاهای ما را با خیر و مصلحت، استجابت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم.در این فرصت چند نکته کوتاه درباره احکام نماز جماعت خدمت شما خوبان اشاره می کنم:
1. مسافرینی که می خواهند در رکعت سوم یا چهارم اقتدا کنند، به دو روش می توانند اقتدا کنند:
روش اول: هنگامی که امام جماعت مشغول خواندن تسبیحات است اقتدا کنند و حمد و سوره را قرائت کنند و اگر فرصت برای سوره نیست حداقل حمد را بخوانند و خودشان را به رکوع امام جماعت برسانند بلکه اگر برای خواندن حداقل حمد فرصت نیست(بنابر احتیاط واجب) در حالت ایستاده اقتدا نکنند.
روش دوم: هنگامی که امام کاملا در رکوع قرار گرفت، اقتدا کنند و بدون خواندن حمد و سوره به رکوع بروند، ولی هنگامی که امام برای رکوع رکعت سوم تکبیر می گوید یا در حال رفتن به رکوع می باشد، اقتدا صحیح نیست.
2. اگر امام جماعت تشهد و سلام رکعت آخر را می خواند، اما وظیفه ماموم تشهد و سلام خواندن نیست؛(مثل کسی که یک رکعت از امام عقب است) بهتر است ماموم نیم خیر بنشنید و تشهد را بخواند و صبر کند تا امام سلام بدهد و همچنین می تواند از ابتدا تشهد قصد فرادا کند و برخیزد.(جهت اطلاع مکارم: احتیاط واجب تا پایان نیم خیز بنشیند)
در پایان نکته ای مهم را درباره آداب زیارت یادآوری میکنم که لازم است زائران محترم توجه بیشتر نمایند ما در حرم مطهر در محضر ولی خدا هستیم که بر اساس روایات، امام علیه السلام سخن ما را میشنوند و سلام ما را پاسخ میدهند. حضور در پیشگاه امام علیه السلام اقتضاء میکند که از بلند کردن صدا در حرم مطهر و اطراف ضریح مطهر پرهیز شود حتی صلوات هم آهسته فرستاده شود تا ضمن حفظ احترام مقام امام علیه السلام و رعایت ادب حضور مزاحمتی برای حضور قلب زائران ایجاد نشود و همچنین همه زائران عزیز با لباس مناسب به حرم مطهر مشرف شوند و خواهران گرامی در همه مکانها خصوصاً حریم قدس رضوی با حجاب و پوشش کامل حضور پیدا کنند.
تعجیل فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سلامتی مراجع عظام خصوصا امام خامنه ای حفظه الله صلوات
سلام علیکم- بسم الله الرحمن الرحیم
امام علی(علیه السلام) درباره منابع زیاد عبرت گیری می فرماید: اَکْثَرُ العِبَرُ وَ اَقَلُّ الاِعْتِبَارُ:عبرتها چه بسیارند و عبرت گیرچه کم!(حکمت 289 نهج البلاغه)
برخی از منابع عبرت گیری عبارتند از:
1- دنیا، سرای عبرت: یک نگاه عموعی به دنیا و ویژگیها و سنتهای حاکم بر آن، جدای از وقایع تاریخی، پندهای فراوانی به انسان می دهد. قوانینی بر دنیا حاکم است که هر یک می تواند درس عبرتی برای انسان باشد
امام علی علیه السلام به امام حسن علیه السلام فرمود: پسر عزیزم! من تورا از دنیا و تحولات گوناگونش و نابودی ودست به دست گردیدنش آگاه کردم و از آخرت و آنچه برای انسانها در آنجا فراهم است اطلاع دادم و برای تو از هر دو مثال زدم تا به آن پندپذیری و براساس آن در زندگی گام برداری.( نامه 31 نهج البلاغه)
2-تاریخ مدرسه عبرت آموزی: بخش عظیمی از آیات قرآن، ذکر مباحث تاریخی در قالب داستان، قصه و خاطره تاریخی است و همه اینها با هدف پندآموزی و عبرت دهی به مخاطبان صورت گرفته است. زیرا غالبا پس از ذکر هر قصه یا جریان تاریخی، به این هدف اشاره شده است لَقَدْ کَانَ فِی قِصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لاِولِی الاَلْبَابِ: در سرگذشت آنها درس عبرتی برای صاحبان اندیشه بود(حکمت 297 نهج البلاغه)
3- مسافرت و عبرت آموزی:
در بیش از ده آیه قرآن، مردم را تشویق و ترغیب به مسافرت (سیر فی الارض) نموده است. مسافرت و سیر در زمین در فرهنگ قرآن، به معنای جهان گردی بی هدف نیست. بلکه به معنای پندگیری و عبرت آموزی و شناخت نشانه های خداوند و آگاهی از قدرت او و بررسی حوادث تاریخی گذشتگان است.
سِیرُوا فِی الاَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِینَ: در روی زمین سیر کنید و ببینید عاقبت کار مجرمان به کجا رسید!( سوره نمل، آیه 69)
خداوند بصیرت وعبرت گیری از حقایق را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم.یکی از دستورات قرآن پوشش و حجاب است که خانم در برابر نامحرم باید بدن و موی خود را بپوشاند و زینتهای خود را نیز اشکار نکند، بنابراین خانمی که ناخن مصنوعی کاشته باید از نامحرم بپوشاند، اما سوالی که در اینجا شاید به ذهن شما برسد این است که آیا کاشت ناخن مصنوعی جایز است؟
در جواب سه نکته کوتاه عرض می شود:
1. کاشت ناخن ومژه مصنوعی در صورتی که برای زینت انجام می شود و خانم می داند که در زمان وضو و غسل امکان برطرف کردن آن را ندارد، جایز نیست.
2. کسی که ناخن یا مژه مصنوعی کاشته، لازم است برای وضو و غسل آن را برطرف کند هرچند هزینه داشته باشد و با توجه به امکان جدا سازی، چنانچه فرد بر ندارد و جدا نکند وضو و غسل صحیح نیست.
کسی که ناخن مصنوعی را با وجود امکان جدا سازی برندارد، وضو و غسل او باطل است و با توجه به ناقص بودن وضو و غسلش توقفش در مساجد و زیر گنبد حرم اما رضا علیه السلام جایز نیست و همچنین نماز فرد باطل و روزه های فرد دچار اشکال می شود و همچنین خانم که با این ناخن فوت کند غسل میت او نیز دچار اشکال می شود.
در پایان نکته ای مهم را درباره آداب زیارت یادآوری میکنم که لازم است زائران محترم توجه بیشتر نمایند ما در حرم مطهر در محضر ولی خدا هستیم که بر اساس روایات، امام علیه السلام سخن ما را میشنوند و سلام ما را پاسخ میدهند. حضور در پیشگاه امام علیه السلام اقتضاء میکند که از بلند کردن صدا در حرم مطهر و اطراف ضریح مطهر پرهیز شود حتی صلوات هم آهسته فرستاده شود تا ضمن حفظ احترام مقام امام علیه السلام و رعایت ادب حضور مزاحمتی برای حضور قلب زائران ایجاد نشود و همچنین همه زائران عزیز با لباس مناسب به حرم مطهر مشرف شوند و خواهران گرامی در همه مکانها خصوصاً حریم قدس رضوی با حجاب و پوشش کامل حضور پیدا کنند.
تعجیل در فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و اتحاد بین مسلمین صلوات بر محمد و آل محمد
سلام علیکم- بسم الله الرحمن الرحیم
در روایات آمده، خداوند دو حجت بر بندگانش ارزانی داشته است که ملاک تشخیص حق از باطلند؛ چنانکه امام کاظم(علیه السلام) میفرمایند: «إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ: وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول: بهدرستی که خداوند دو حجت بر بندگانش دارد، یکی حجت ظاهری و دیگری حجت باطنی؛ اما حجت ظاهری همان رسولان و انبیا و ائمه: هستند و اما حجت باطنی، همان عقل است (اصول کافی، ج1، ص16)
به همین خاطر اهل جهنم می گویند اگر از هر کدام از عقل یا دین پیروی می کردیم اهل جهنم نمی بودیم:«لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما کُنَّا فی أَصْحابِ السَّعیر»؛ اگر ما (به سخنان انبیاء) گوش میکردیم یا تعقّل مىکردیم، در میان دوزخیان نبودیم.(آیه 10 ملک) ؛البته اگر کسی واقعا از عقل تبعیت کند عقل دست او را در دست شرع خواهد گذاشت.
برای تشخیص حق ملاکهایی وجود دارد که ذکر میشود:
1- عقل: نخستین معیار برای بازشناسی حق از باطل، عقل است. خداوند انسان را موجودی متفکر آفریده و برای شناخت حق و حقیقت، عقل را به وی عطا کرده است و در سراسر قرآن همۀ انسانها را به تفکر، تعقل و تدبّر فراخوانده است. عقل در دین اسلام از جایگاه بسیار بلندى برخوردار است تا جایى که اساساً اسلام را «دین عقل و فطرت» مىگویند.
امام صادق(علیه السلام) در تبیین عقل فرمودند: «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اُکْتُسِبَ بِهِ اَلْجِنَان: عقل آن است که خدای رحمان به آن، عبادت و بهشت جاویدان با آن، کسب میشود».( اصول کافی، ج1، ص11)
2- قرآن کریم:یکی از بهترین معیارهای شناخت حق از باطل، «قرآن» است. چون باطل به قرآن راه ندارد؛ چنانکه خود قرآن به این نکته تصریح کرده است: «از جلو رو و پشت سرش باطل به آن راه نمى که فرو فرستادهاى است از سوى [خداى] با حکمت و ستوده»( فصلت، آیۀ 42)
3-معصومان علیهم السلام:زیرا معصوم، گفتار و رفتارش مطابق با واقع و حق است. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «به خدا سوگند، ما صراط مستقیم هستیم».( تفسیر نور الثقلین، ج1، ص36) بر همین اساس، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: «عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ(الامالی صدوق، ص89)
خداوند توفیق تشخیص حق و عمل به آن را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
سلام علیکم—بسم الله الرحمن الرحیم -
1.از آنجا که غرور غالباً ناشى از جهل و عدم شناخت خویشتن و قدر و منزلت انسان در پیشگاه خدا است نخستین گام درمان این بیمارى اخلاقى، شناخت خویشتن و معرفت پروردگار و نیز شناخت لیاقتها و شایستگیها در انسانهاى دیگر است.
2.اگر انسان به گذشته خویش برگردد که طفلى بود از هر نظر عاجز و ناتوان و به آینده خویش بنگرد که پیر و ناتوان و از کار افتاده میشود و اگر چند روزى قدرت، مال، ثروت، جوانى و زیبایى دارد، همه آنها در معرض انواع آفات است و طبق ضربالمثل معروف «به مالت نناز که به شبى از بین میرود و به جمالت نناز که به تبى از بین میرود!» همه اینها آسیبپذیر است.
3. اگر به تاریخ پیشینیان بنگرد و سرعت زوال قدرتها و از میان رفتن اموال و نابودى امکانات با خبر شود هرگز مست غرور نخواهد شد.
4. اگر انسان درست به جسم و روح و امکانات خود توجّه کند که چقدر آسیبپذیر بوده و چگونه حوادث کوچک میتوانند زندگى او را بر هم زنند، مست و مغرور نمیشود، امیرمؤمنان على ( علیه السلام ) میفرماید: بیچاره آدمیزاد! سرآمد زندگیش نامعلوم، علل بیماریش ناپیدا و اعمالش ثبت و ضبط میشود، پشهاى او را میآزارد و گلوگیر شدن آب یا غذایى او را میکشد و عرق مختصرى او را متعفّن و بدبو میسازد!»
5. از دیگر راه های درمان غرور و خودبزرگ بینی و انجام گناه در زندگی را می توان یاد مرگ و تجسم زندگی جاوید پس از دنیا و مرگ دانست; بدین معنا که آدمی روزی چندان دور، البته و به ناچار و حتما باید پاسخگوی همه اعمال ریز و درشت خود باشد .
6. بداند یکی از عوامل نابودی حسنات و عبادات ما، غرور می باشد. زیرا در غرور، اخلاص امری فراموش شده است. اگر این عمل ریشه در اخلاص می داشت به چنین سرنوشت و اثری منجر نمی گشت که تولید آن غرور و توهم برای صاحب آن باشد. رسول گرامی اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمودند : « خود پسندی و غرور ، عبادت هفتاد ساله را نابود می کند . »(نهج الفصاحة ، ص 286 )
7. یادآوری اصل و پایان خویش: اگر انسانی به نوع آفرینش خویش دقت کند در مییابد که از آب نجس بدبو به وجود آمده و در آخر تبدیل به مرداری میشود که اگر چند روز در بیرون بماند بوی متعفن او همهجا را فرا میگیرد و بهترین عزیزان نیز از او فرار میکند.امیرمؤمنان ( علیه السلام ) فرمودند:«در شگفتم از آدمی که آغازش نطفه، پایانش مردار و در این بین حامل کثافات است چگونه تکبر میورزد»[(بحار، ج70، ص234)
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم.رسول خدا صلی الله علیه و اله در روایتی می فرمایند: أشرافُ اُمَّتی حَمَلةُ القُرآن و اَصحابُ اللَّیل: اشراف امّت من ، حاملان قرآنند و شب زنده داران هستند.
چند نکته درباره توضیح حدیث شریف:
1. در هر جامعه ای یک گروهی بر طبقات دیگر امتیاز دارند و جزو اشراف هستند مثلا در جوامع پولدار ها یا کسانی که در دولت مقام بالایی دارند یا از اصل و نسب برجسته ای برخوردار هستند جزو اشراف هستند اما در جامعه اسلامی طبقه ممتاز، طبقه طبق این روایت شریف حاملین قرآن و اصحاب اللیل هستند یعنی کسانی که با قرآن و سحر خیزی مانوس هستند.البته سحر خیزی به همت و ظرفیت فرد بستگی دارد.
2. شرافتی که در انس با قرآن یا سحر خیزی هست، پُزدادنی نیست؛ که بگوییم ما جزو حاملین قرآن هستیم یا جزو اصحابُ اللیلایم. و بطور کلی ارزش و شرافت به این است که انسان عملی را وسیلۀ تفاخر و برتری جویی قرار ندهد. و کار را برای خدا انجام دهد.
3. نکته ای که باید توجه شود این است که از نگاه اسلامی ثروت یا مقام انسان را جزو طبقه ممتاز نمی کند چرا که ثروتمند اگر از راه حلال ثروتی بدست آورده باشد، وظیفهای دارد، خدای متعال نعمت بیشتری به او داده است، شکر بیشتری باید بکند، پول را بایستی انفاق بکند، در راه حلال مصرف بکند. برتریای بر دیگران ندارد. اگر شخصی یک مقامی دارد، چنانچه به حق به این مقام رسیده باشد، کسی است که توفیق خدمتی پیدا کرده است، خدمتگذار مردم است، و باید به مردم خدمت کند، منّتی بر دیگران ندارد، اینها اشراف محسوب نمیشوند.
در پایان نکته ای مهم را درباره آداب زیارت یادآوری میکنم که لازم است زائران محترم توجه بیشتر نمایند ما در حرم مطهر در محضر ولی خدا هستیم که بر اساس روایات، امام علیه السلام سخن ما را میشنوند و سلام ما را پاسخ میدهند. حضور در پیشگاه امام علیه السلام اقتضاء میکند که از بلند کردن صدا در حرم مطهر و اطراف ضریح مطهر پرهیز شود حتی صلوات هم آهسته فرستاده شود تا ضمن حفظ احترام مقام امام علیه السلام و رعایت ادب حضور مزاحمتی برای حضور قلب زائران ایجاد نشود و همچنین همه زائران عزیز با لباس مناسب به حرم مطهر مشرف شوند و خواهران گرامی در همه مکانها خصوصاً حریم قدس رضوی با حجاب و پوشش کامل حضور پیدا کنند.
خداوند ما اهل قرآن بدهد به برکت صلواتی بر محمد و ال محمد
متن اصلی:
فی طرق اثبات المسافة(خبر واحد)- درس 57
جلسه 57، دوشنبه 1393/12/11
حدیث:
عن ابنِ عبّاس قال: قال رسولُ الله«صلیاللهعلیهوآله»: أشرافُ اُمَّتی حَمَلةُ القُرآن و اَصحابُ اللَّیل. اشراف، در هر جامعهای به یک طبقهای گفته میشود که یک امتیازی بر طبقات دیگر دارند. در جوامع مادّی، این امتیاز به امور مادّی است، پولدارها یا صاحبان مقامات عالیۀ دولتی و یا کسانی که از اصل و نسب برجستهای برخوردارند، جزو اشرافند. در جامعۀ اسلامی که محور و ملاکِ قضاوت، مادیات نیست، طبعاً ملاک برای اینکه کسی در زمرۀ اشراف قرار بگیرد این چیزها نیست. اشراف در امّت اسلامی، این برجستهها و ممتازها نیستند. ثروتمند اگر از راه حلال ثروتی بدست آورده باشد، وظیفهای دارد، خدای متعال نعمت بیشتری به او داده است، شکر بیشتری باید بکند، پول را بایستی انفاق بکند، در راه حلال مصرف بکند. برتریای بر دیگران ندارد. اگر یک مقامِ حکومتیای، دولتیای دارد، چنانچه به حق به این مقام رسیده باشد، کسی است که توفیق خدمتی پیدا کرده است، نوکر مردم است، خدمتگذار مردم است، باید به مردم خدمت کند، منّتی بر دیگران ندارد، اینها اشراف محسوب نمیشوند. یا کسی که از خانوادۀ مهمی است، بگوید: پدرِ ما چنین بود، پدربزرگهای ما چنین بودند، اجداد ما، طایفۀ ما، خانوادۀ ما اینطور بودند؛ اینها جزو امتیازات محسوب نمیشود؛ گیرم پدر تو بود فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل؟! این هم جزو اشراف در جامعۀ اسلامی نیست. پس اشراف یعنی طبقۀ ممتاز، آن کسانی نیستند که پولی دارند، ثروتی دارند، تجارتِ عمدهای دارند، حساب بانکیِ سرشاری دارند، یا مقام دولتیِ چنین و چنانی دارند، یا خانوادۀ چنین و چنانی دارند، اینها جزو طبقۀ ممتاز محسوب نمیشوند. پس در اسلام طبقۀ ممتاز چه کسانی هستند؟ فرمود: حملةُ القرآن. اینها آن نظام ارزشگذاری اسلام را روشن میکند، بر اساس اینها بایستی قضاوت کنیم، بر اساس اینها باید عمل بکنیم. حاملین قرآن ممتازند، و اشراف. حاملِ قرآن بودن صرفاً به این نیست که انسان حافظ قرآن باشد، حامل قرآن بودن به این است که با قرآن مأنوس بشویم
.از جملۀ چیزهایی که به نظر ما جزو مؤکَّدات است- تعبیر واجب نمیکنیم- این است که هر مسلمانی بخصوص امثال بنده و شما لازم است، هر روز بدون تعطیل مقداری قرآن بخوانیم؛ هر چه بیشتر بهتر، با قرآن انس بگیرید! حمَلۀ قرآن یعنی کسانی که با قرآن مأنوسند، قرآن در دل و جان اینهاست، در ذهن و زبان اینهاست، معارف قرآن را میدانند. این میشود حملةُ القرآن. و اصحابُ اللیل، صاحبانِ شب، کسانی که با شب مأنوسند. منظور، برخواستن سحرگاهان و انس با خدای متعال در سحرگاهان است. البته سحرخیزی بستگی به همّت دارد، بستگی دارد به ظرفیت. بعضی از بزرگان مثل: مرحوم آقامیرزا جواد آقای ملکی«رضواناللهتعالیعلیه» میفرمودند: در زمستان، پنج یا چهار ساعت پیش از اذان صبح؛ در تابستان، دو یا سه ساعت پیش از اذان صبح برخیزید! از مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی نقل شده است، فرمودند: در زمستان سه ساعت به اذان صبح، در تابستان یک ساعت و نیم به اذان صبح برخیزید! همّت اینها این است. هر چه بتوانید. انس با خدای متعال در سحر داشته باشید! اینهایند اشراف امّت. و اینطور شرافتی، پُزدادنی نیست؛ که بگوییم ما جزو حملۀ قرآنیم، جزو اصحابُ اللیلایم. این، ارزشش به این است که انسان این را وسیلۀ تفاخر و برتری قرارندهد. خالصاً لوجهِ الله کار را انجام بدهد، میشود اشراف امّت. در ملأ اعلاء وقتی که این امّت را، این جامعۀ اسلامی را طبقهبندی میکنند، ایشان جزو اشراف قرار میگیرد. مهم این است که در ملأ اعلاء در مورد من و شما چطور قضاوت بکنند. امالی، صفحۀ 247.
سلام علیکم- بسم الله الرحمن الرحیم-
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً»؛هر کس امام زمانش را نشناسد و در همان حال بمیرد، به مرگ جاهلى مرده است (کمال الدین ، ج 2، ص 409) البته این حدیث با کلماتی شبیه (لَیسَ فى عُنُقِهِ بَیعَةٌ) و(بِغَیرِ إمامٍ) نیز درکتب اهل سنت نقل شده است.(صحیح مسلم ، ج ۶ ،ص 21 + مسند احمد،ج ۴ ،ص ۹۶)
مطالبی که از این حدیث برداشت میشود:
1-مرگ بدون شناخت امام و بدون داشتن امام زمان خودش، مرگ جاهلی و کفر است،و این مطلب نشان میدهد اعتقادبه امامت از اصول اعتقادات و همردیف توحید است؛چونکه مرگ جاهلیت را در پی دارد.
2-باید در هرزمانی امام زنده همان زمان باشد(نه امام گذشته و یا آینده-امام زمانه)،بنابراین در هر عصری باید امام زمانی باشد که نشان میدهد اکنون نیز باید امامی زنده باشد
3- امام رضا (علیه السلام) در حدیث سلسسله الذهب ،شرط ورود به دژ امن توحید را ولایت امام زنده دانسته اند(بشروطها و انا من شروطها) و نفرمودند:ولایت امام گذشته،بلکه (انا) یعنی امام زنده و امام زمان، که حدیث سلسله الذهب توضیح دهنده همین حدیث (من مات )میباشد.
4-در شناخت، منظور شناخت اینکه(کجا بدنیاآمده، خانواده اش کیست و...)اینگونه امور ظاهری نیست،زیرا این امور را حتی دشمنان امامان نیز میدانستند،بلکه یعنی شناخت مقام امام که از جانب خدا برگزیده شده است و معصوم است و علم مطلق دارد و اعمال ما را میبیند و واجب الاطاعه است.
5-در شناخت نیاز به دیدن نیست،همانطور که خدا و ملائکه را با چشم ظاهری نمیبینیم وبا استدلال عقلی و نقلی می فهمیم. البته غیبت امام معرفتی است،یعنی بین مردم بصورت ناشناس زندگی میکند(مثل حضرت یوسف که برادرانش او را دیدند،ولی نشناختند) نه اینکه نامرئی باشد.
خداوند توفیق شناخت و پیروی از دستورات امام را بما عنایت فرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. امیرالمومنین علیه السلام در توضیح قول خدای متعال که می فرماید: و لا تَنْسَ نَصیبَکَ مِنَ الدّنیا. «و بهره و نصیبت را از دنیا فراموش مکن. در روایتی می فرمایند: لا تَنسَ صِحَّتَکَ و قُوَّتَکَ و فَراغَکَ و شَبابَکَ و نَشاطَکَ ، أن تَطلُبَ بها الآخِرَةَ. از تندرستى و توانایى و فراغت و جوانى و شادابیت غفلت نکن که باید بوسیلۀ این نیروها آخرت را طلب کنی.
چند نکته پیرامون حدیث شریف:
1. یکی از نعمتهایی که در روایت اشاره شده است فراغ است، فراغ یعنی آسودگی خاطر. انسان در بخشی از زندگی، آسودگی خاطر دارد ولی در بخش دیگری از زندگی ممکن است آسودگی خاطر نداشته باشد لذا ممکن است به جهت خانواده یا مسئولیت های سنگین یا مسائل اجتماعی، آسودگی خاطر را از دست بدهد لذا افراد در آن زمانی که آسودگی خاطر دارند از فکر آخرت خود غافل نشوند.
2. اگر انسان در زندگی اشتغالاتی را برای خودش ایجاد کند که این آسودگی خاطر گرفته شود چنانچه برای خدا نباشد، مثل اینکه کسی برای حب ریاست، سمتهای مختلف را می پذیرد، نادانی است و خودش را از نعمت بزرگ آسودگی خاطر محروم کرده است.
3. در روایت به قوت و نشاط اشاره شده است؛ قوت یعنی نیروی بدنی و نشاط یعنی نیروی روحی. یکی از عزیزتن نعمتها همین نشاط روحی یعنی حوصله داشتن است که فرد جوان این نعمت بهره مند است اما هنگامی که سن انسان بالا می رود از این نعمت حوصله داشتن محروم می شود.
4. تاکید حضرت بر این است که از این نعمت ها و سرمایه نقد برای آباد کردن آخرت استفاده شود.
در پایان نکته ای مهم را درباره آداب زیارت یادآوری میکنم که لازم است زائران محترم توجه بیشتر نمایند ما در حرم مطهر در محضر ولی خدا هستیم که بر اساس روایات، امام علیه السلام سخن ما را میشنوند و سلام ما را پاسخ میدهند. حضور در پیشگاه امام علیه السلام اقتضاء میکند که از بلند کردن صدا در حرم مطهر و اطراف ضریح مطهر پرهیز شود حتی صلوات هم آهسته فرستاده شود تا ضمن حفظ احترام مقام امام علیه السلام و رعایت ادب حضور مزاحمتی برای حضور قلب زائران ایجاد نشود و همچنین همه زائران عزیز با لباس مناسب به حرم مطهر مشرف شوند و خواهران گرامی در همه مکانها خصوصاً حریم قدس رضوی با حجاب و پوشش کامل حضور پیدا کنند.
خداوند ما را به لباس تقوا مزین فرماید به برکت صلواتی بر محمد و ال محمد
متن اصلی:
فی طرق اثبات المسافة(خبر واحد)- درس 55
جلسه 55، سه شنبه 1393/12/5
حدیث:
عن علیٍّ«علیهالسلام» فی قولِ الله«عزّوجلّ»: «و لاتَنسَ نصیبَک مِن الدّنیا»[1]؛ در قضیۀ قارون که دوستان و آشنایانش چهار، پنج توصیه به قارون میکردند، یکی هم این بود: «و لاتَنسَ نصیبَک من الدّنیا». قرآن هم آنرا تقریر فرموده. در اینجا امیرالمؤمنین«علیهالصلاةوالسلام» یک تفسیرِ دیگری غیر از آنچه از ظاهر آیه برمیآید، بیان میفرمایند. ما وقتی قرآن را نگاه میکنیم، تصور میکنیم «و لاتَنس نصیبَک من الدنیا» یعنی: سهم خودت را هم از دنیا بردار! لکن و أحسِن کما أحسَن الله الیک، که دنبالهاش است. یعنی نصیب خودت را، سهم خود را بردار! تو هم استفاده کن از دنیا. لکن این روایت برداشتِ دیگری از این آیه میکند، میفرماید: قال: لاتَنسَ صِحّتَک و قوَّتَک و فراغَک و شَبابَک و نَشاطَک ان تَطلُبَ بها الآخره. میگوید از این نیروهایی که در اختیار توست، غفلت نکن که بوسیلۀ این نیروها آخرت را طلب کنی. بوسیلۀ صحت بدنت، بوسیلۀ قوّتی که داری. اینها که نمیماند، از بین میرود؛ صحت تبدیل میشود به مرض، قوّت تبدیل میشود به ضعف. شما جوانید، تصور میکنید که همیشه همینطور با قوّت حرکت میکنید، میروید، میآیید، تصرّف میکنید، از پلهها تند تند بالا یا پائین میروید، خیال میکنید همیشه آدم اینطور است. نه، به تدریج این قوا از انسان گرفته میشود. پس این قوّت را یک امر موقّتی بدان! فراغ همینطور، فراغ یعنی: آسودگی خاطر. انسان در برههای از زندگی، آسودگی خاطر دارد ولی در برههای دیگری از زندگی ممکن است آسودگی خاطر نداشته باشد! گرفتارِ زن و فرزند و عیالات، گرفتاریِ مالی، گرفتاریِ اجتماعی و مُرید و مسئولیتهای سنگین، فراغ نقطۀ مقابلِ اینهاست. یکی از نِعَم الهی، فراغ است. بعضیها بیعقلی میکنند، فراغ خودشان را به اشتغالهای مضرّ تبدیل میکنند. اگر اشتغالی است که یُطلَب بها وجهُ الله این، خیلی ارزش دارد، جهاد است. لکن گاهی یُطلب بها وجه الله نیست، مسئولیت روی مسئولیت، قبول میکنند، خودشان را گرفتار میکنند، مثل پیلهای که کِرم دور خودش میتَنَد. شباب و نشاط همینطور. قوّت، نیروی بدنی است؛ نشاط، نیروی روحی است. بنده گاهی به جوانها میگویم یکی از بزرگترین نِعَم الهی برای جوانها، حوصله است.
انسان وقتی سنّش بالا میرود، جوانی را پشت سر میگذارد، یکی از عزیزترین چیزهایی که از دست میدهد، حوصله است، بیحوصله میشود! قوّت ذهنی هست، حوصلۀ کار نیست. حوصله داشتن، نشانۀ نشاط روحی است. میفرماید: اینها را فراموش نکن که نعمتهایی است که میتوانی با این نعمتها آخرت خودت را آباد کنی! این، یک سرمایۀ نقدی در دستِ توست، از این سرمایۀ نقد استفاده کن! تجارت کن! آخرت خودت را آباد کن! پس لاتَنسَ نصیبَک من الدنیا، یعنی نصیبی که خدای متعال به تو داده است از دنیا همین نعمتهایی که گفتیم، فراموش نکن که أن تَطلُب بها الآخرة. امالی، صفحۀ 299
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. یک سوال درباره پوشش: تفاوت لباس و پوشش خانم در نماز با پوششی که در برابر نامحرم استفاده می کند در چیست؟
تفاوت اول: در مقدار پوشش است، پوشش پا تا مچ در نماز برای خانم لازم نیست اما در برابر نامحرم باید پای خود را بپوشاند و تنها عضوی که از پوشش استثناء شده است گردی صورت و دست تا مچ است و پوشش بقیه بدن واجب است حتی اگر مقابل نامحرم نیز نماز بخواند پوشش پا واجب می شود.
تفاوت دوم:اگر خانم بعد از وضو صورتش را آرایش کند و آرایشش در قسمت پیشانی مانع سجده نباشد و با آن نماز بخواند یا لباسش زینتی باشد یا خانم از زیورآلاتش در نماز استفاده کند، اشکالی ندارد اما در برابر نامحرم باید زینتها و آرایشهای خود را باید از نامحرم بپوشاند.(تفاوت نظر برخی از فقها مثل ایت الله سیستانی زینتهای ظاهری مثل سرمه و انگشتر را اجازه می دهند و ایت الله مکارم هم بین زینتهای زننده و غیر زننده فرق می گذارند.)
تفاوت سوم: اگر خانم در نماز از لباسهای چسبان استفاده کند مانعی ندارد اما در برابر نامحرم که تحریک کننده و موجب مفاسدی است، در مقابل نامحرم جایز نیست.
در پایان نکته ای مهم را درباره آداب زیارت یادآوری میکنم که لازم است زائران محترم توجه بیشتر نمایند ما در حرم مطهر در محضر ولی خدا هستیم که بر اساس روایات، امام علیه السلام سخن ما را میشنوند و سلام ما را پاسخ میدهند. حضور در پیشگاه امام علیه السلام اقتضاء میکند که از بلند کردن صدا در حرم مطهر و اطراف ضریح مطهر پرهیز شود حتی صلوات هم آهسته فرستاده شود تا ضمن حفظ احترام مقام امام علیه السلام و رعایت ادب حضور مزاحمتی برای حضور قلب زائران ایجاد نشود و همچنین همه زائران عزیز با لباس مناسب به حرم مطهر مشرف شوند و خواهران گرامی در همه مکانها خصوصاً حریم قدس رضوی با حجاب و پوشش کامل حضور پیدا کنند.
خداوند همه ما را مشمول عنایت حضرت سجاد و حضرات معصومین علیهم السلام قراردهد به برکت صلواتی بر محمد و ال محمد
سلام علیکم- بسم الله الرحمن الرحیم-
معنای زیارت، آن است که انسان با انگیزه بزرگداشت و انس گرفتن و دیدار با کسی به وی روی آورد .
1.زیارت ریشه در میل فطری انسان به کمال دارد. به این معنا که زائر امام را به عنوان انسان صاحب تمام کمالات می شناسد و چون میل به کمالات دارد به زیارت امام می رود.
2.زیارت از مصادیق تعظیم شعائر است خداوند در قران کریم می فرماید : وَمَنْ یُعَظِّمَ شعائِرَ اللّه فَإنَّها مِن تَقْوی القلوب(حج/23) تعظیم شعائرنشانه تقوای فرد است. بنابر این زیارت عمل به دستور خدا، و تقوای الهی است.
3.زیارت نشانه صداقت و راستی زائر در دوستی وی با امام علیه السلام است. دوستدار امام علیه السلام برای اینکه محبت خود را به ایشان نشان دهد به زیارت آنان می رود.
4.زیارت زنده نگه داشتن نام، مکتب و روش امام است. زائر در حقیقت با زیارت خود باعث بقاء حیات علمی و معنوی امام در زندگی خود می گردد.
5.زیارت اعلام و ابراز محبت به خدا است؛ چرا که دین چیزی جز محبت نیست. ائمه محب و محبوب خدا هستند و حب و دوستی محبوب خدا، دوستی خود خدا است. زیارت مرقد مطهر اهل بیت (علیهم السلام) جلوه هایی از این عشق و محبت و دلدادگی است.
خداوند ما را جزء زائرین حقیقی قرار دهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
سلام علیکم .بسم الله الرحمن الرحیم. یکی از واجبات و عبادات مالی که برکات مادی و معنوی فراوانی در زندگی دارد پرداخت خمس است لذا هر فردی که در در تاریخ سر سال خمسیش بخشی از درآمدهایش باقی بماند، با شرایطی باید خمس آن درآمد باقی مانده را پرداخت کند اما جهت اطلاع عزیزان عرض می شود که به برخی از اموال خمس تعلق نمی گیرد که در این فرصت مختصر به برخی از آنها اشاره می شود:
1. ارثیه: مالی که به واسطه ارث به انسان برسد با شرایطی خمس ندارد . اما در برخی موارد مثل اینکه میت وصیت به پرداخت خمس اموالش کرده باشد باید خمس ارث پرداخت شود. (1)
2. مهریه ای که خانم دریافت می کند به اصل مهریه ای که خانم دریافت می کند، خمس تعلق نمی گیرد. (2)
3.دیه: مثلا اگر در حادثه ای به کسی صدمه ای وارد شود و بخاطر این صدمه دیهای تعلق بگیرد این دیه هم حلال است و هم خمس ندارد. (3)
4.هدیه و یارانه و جایزه و سوغاتی و مانند اینها که مجانی به انسان می رسد به نظر برخی از مراجع از جمله حضرت امام و امام خامنه ای خمس ندارد. (4)
در پایان نکته ای مهم را درباره آداب زیارت یادآوری میکنم که لازم است زائران محترم توجه بیشتر نمایند ما در حرم مطهر در محضر ولی خدا هستیم که بر اساس روایات، امام علیه السلام سخن ما را میشنوند و سلام ما را پاسخ میدهند. حضور در پیشگاه امام علیه السلام اقتضاء میکند که از بلند کردن صدا در حرم مطهر و اطراف ضریح مطهر پرهیز شود حتی صلوات هم آهسته فرستاده شود تا ضمن حفظ احترام مقام امام علیه السلام و رعایت ادب حضور مزاحمتی برای حضور قلب زائران ایجاد نشود و همچنین همه زائران عزیز با لباس مناسب به حرم مطهر مشرف شوند و خواهران گرامی در همه مکانها خصوصاً حریم قدس رضوی با حجاب و پوشش کامل حضور پیدا کنند.
خداوند توفیق انفاق در راه خدا را به همه ما عنایت فرماید به برکت صلواتی بر محمد و ال محمد
منابع:
(1) (رساله مراجع مساله1754) (2) (مخالف: بهجت: بنابر احتیاط، رساله م1378)(3) (تحریرالوسیله، ج1،ص356 م5؛ تبریزی: المسائل المنتخبه، مساله1385 ص211؛ رهبری: استفتاآت جامعه الزهرا؛ خوئی، اسیتفتاآت ص125 س407؛ سیستانی: ندارد مطلقا: المسائل المنتخبه ص256 السابع؛ نوری ندارد: استفتاآت ج1 س289؛ فاضل: جامع المسائل ج1س862؛ مکارم: ندارد: استفتاآت ج1 س318-دیه جرح: اکثرمراجع؛ مخالف: بهجت، اراکی: جرح خمس دارد بنا بر احتیاط واجب: استفتاآت ص67 س2؛ آیه الله سیستانی، سایت؛ بهجت، استفتائات ج3ص82 س 3655، استفتائات از محضر آیت الله اراکی ص67 س1و2؛ دیه قتل: مشهور: ندارد)
(4)(رساله مراجع مساله 1753: هدیه خمس ندارد: امام خمینی، امام خامنه ای، نوری همدانی. هدیه خمس دارد: فتوی: سیستانی، گلپایگانی، صافی، خوئی، اراکی (تبریزی، وحید: اگر هدیه قابل توجه باشد)؛ احتیاط واجب: بهجت، مکارم، فاضل)
سلام علیکم بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند خطاب به پیامبر و خاندان او علیهم السلام در آیه تطهیر فرموده است: «إِنَّما یریدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً: خدا فقط میخواهد آلودگی را از شما خاندان بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.» (آیه 33 احزاب) ؛ در این آیه،اهل بیت علیهم السلام را کسانی معرفی کرذه که معصوم هستند و خداوند آنان را از هرگونه پلیدی پاک کرده است.
اما مصادیق این آیه چه کسانی هستند؟
در کتب لغت عرب، کلمه «اهل» بر نوعی رابطه و پیوند میان یک انسان با انسان یا چیز دیگری دلالت میکند؛ برای نمونه، در عربی، همسر را اهل مرد میشمارند، امت هر پیامبری اهل اویند و ساکنان خانه یا شهر، اهل خانه یا شهرند. همچنین، پیروان هر دین و آیینی اهل آن دیناند(معجم المقاییس اللغة، ج۱ ص۹۳؛ لسان العرب، ج۱، ص۱۸۶)
1. اما در این آیه با کلمه (انما) تاکید کرده که اینها کسانی هستند که معصومند، بنابراین شامل زنهای پیامبر نیست، چون اگر مقصود آیه، خانههای همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، لازم بود بگوید «اهل البیوت» و لذا آنجا که دربارة آنان سخن میگوید صیغة جمع به کار میبرد، نه صیغة مفرد ،«ال» در واژه «البیت»، اشاره به یک خانة معهود دارد که مورد عنایت آیه است،
2. هیچگاه صحیح نیست ضمیر مردان را به زنان ارجاع داد، و به زنان گفت ;عنکم از شما, بلکه اگر فقط همسران اهل بیت علیهم السلام بودند، باید می فرمود: عنکن ;،
3. در قرآن سوره تحریم(آیه 3و4) برخی زنان پیامبر را توبیخ کرده که اگر توبه نکنید،خدا برعلیه شماست و یکی از زنان پیامبر جنگ جمل را راه انداخت،پس نمی توانند معصوم باشند.
4. بیش از 70 حدیث به طرق اهل سنت، آمده که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اهل بیت علیهم السلام،همان 5 تن آل عبا هستند که پیامبر آنها را زیر عبایی جمع کرد و فرمود: اینها اهلبیت من هستند(صحیح مسلم، باب فضائل اهلبیت النبی، ج۴، ص۱۸۸۳.)
خداوند ما را پیرو واقعی اهل بیت علیهم السلام قرار دهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
سلام علیکم- بسم الله الرحمن الرحیم
خدواند در قرآن دستور میدهد: اگر نمىدانید از اهل ذکر (یعنى علما و دانشمندان هر امت) سؤال کنید. فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (آیه 43 نحل)
دلایل عقلی و نقلی برای تقلدی وجود دارد که اشاره میشود:
1-طبق آیه نقل شده، وقتی که مطلبی را نمی دانیم باید از اهل علم و دانشمندان سوال کرد.
2-سیره و روش عقلاء در اموری مختلف وبرای حل مشکلات ومسایل روز مره زندگی خودشان چنین است و به افرادی که بهتر میدانند، مراجعه میکنند و حال آنکه قطعا مساله ای مهمتر از این که حکم خدا چیست پیدا نمیشود ، بنابراین باید به کسانی که به اصطلاح مجتهد گفته می شود، مراجعه کرد. مانند: رجوع به پزشک در معالجه بیمارى.
3-ائمه طاهرین علیهم السّلام شاگردانى تربیت مىکردند و به اطراف مىفرستادند؛ یا افرادى مىآمدند و از آن بزرگواران تعلیم مىگرفتند، و به وطن خود بر مىگشتند، سپس مشغول تدریس و تعلیم در بین مردم مىشدند. و شیعیان به آنان مراجعه مىکردند.
به عنوان نمونه یونس بن عبد الرّحمَن که از بزرگان أصحاب است، در مسجد کوفه مىنشست مردم، مَسائلشان را سؤال مىکردند او نیز فتوى مىداد و موارد اختلافی را حل و فصل می کرد، وقتی از حضرت امام رضا علیه السلام سؤال شد:
«آیا یونس بن عبد الرّحمن، مورد اطمینان است تا من از او معالم دینم را أخذ کنم؟ حضرت فرمودند: بله، معالم دین را از او أخذ کن» این در حالى است که حضرت رضا(علیه السلام) مدینه شرف حضور دارند و یونس در کوفه بود. ( وسایل الشیعه ج27 ص 147 ح33). نکته: از این روایت فهمیده می شود دسترسى به إمام معصوم علیهم السلام در زمان خودشان هم براى همۀ مردم امکان پذیر نبود
4-عقل می گوید، مخالفت با حکم خدای متعال استحقاق عقوبت را در پی خواهد داشت لذا از باب دفع ضرر محتمل و امان بودن از عقاب یا باید خود عالم شوی و مجتهد یا به عالم رجوع کنی و تقلید نمایی و یا احتیاط کنید. (موسوعه آیه الله خویی ج1 ص2)
خداوند توفیق عمل به دستورات دینی را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. پیامبر خدا صلی الله علیه و اله در روایتی درباره گرامی ترین انسانها می فرمایند: مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَکْرَمَ اَلنَّاسِ فَلْیَتَّقِ اَللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَتْقَى اَلنَّاسِ فَلْیَتَوَکَّلْ عَلَى اَللَّهِ. هرکه دوست دارد گرامی ترین و عزیزترین مردمان باشد ، باید از خدا پروا کند و تقوا داشته باشد. ؛ و هرکه دوست دارد با تقواترین مردمان باشد ، باید بر خدا توکّل کند.
چند نکته کوتاه پیرامون حدیث شریف:
1. کسی که اهل تقوا و مراقبت از خود باشد، در چشم مردم هم عزیز است حتی نزد آن کسانی که به دین، تقوا و اعتقادات اعتنایی ندارند برای فرد متقی احترام قائل می شوند چرا که وقتی می بینند که فرد متقی دست به خیانت نمیزند، دروغ نمیگوید، غیبت کسی را نمیکند، و دیگر گناهان که انسان متقی از آنها پرهیز می کند، موجب میشود برای چنین آدمِ پاکیزۀ پارسائی احترام قائل بشوند.
2. حضرت برای رسیدن به تقوا می فرمایند بر خدا توکل کنید. توکّل یعنی یعنی اعتماد کردن به خدا، به وعدۀ الهی اعتماد کنیم، به حکم و تکلیف الهی اعتماد کنیم، به قدرت الهی اعتماد کنیم .
وقتی خدا میگوید از این عمل اجتناب کن! بدانیم و اعتماد کنیم که این، به ضرر ماست. وقتی خدای متعال برای ما نماز را واجب میکند، اعتماد کنیم به این حکم الهی و بدانیم نماز برای سعادت و سلامتِ روحمان لازم است.
3. اگر کسی به خدا اعتماد کند موجب تقوای او می شود زیرا وقتی خدا دستوری بدهد بداند نفع انسان در او هست منجر به عمل به دستور خدا می شود مثل نوجوانی که اگر به حرف پدر و مادر آگاه دلسوز اعتماد کند، عمل می کند و پیشرفت می کند.
الشرط الثالث: استمرار القصد- درس 99
جلسه 99، یک شنبه 1394/9/1
حدیث:
عن ابی عبدالله«علیهالسلام»، عن آبائه«علیهمالسلام» قال: قال رسول الله«صلیاللهعلیهوآله»: مَن أحبّ أن یکونَ أکرَم النّاس فلیَتَّقِ الله. مضمون آیۀ شریفه است: إنّ أکرَمکم عند الله أتقیکم. نزد خدای متعال، شریفترین، عزیزترین انسانها عبارتند از انسانهایی که تقوا داشته باشند. اگر میخواهید عزیز باشید، تقوا پیشه کنید. احتمال دارد، در این حدیث شریف، مراد از کرامت و عزّت، اعمّ از کرامت عند الله و عند الناس باشد. أکرمَ الناس، احتمال دارد که مراد أکرَم الناس عند الله باشد که همان مضمون آیۀ شریفه است، و شامل أکرَم الناس عند الناس هم باشد. کسی که اهل تقوا باشد، اهل مراقبت از خود باشد، اهل پرهیز از گناه باشد، پیش مردم، در چشم مردم هم عزیز است حتی نزد آن کسانی که به دین، تقوا و اعتقادات اعتنایی ندارند، اما میبینند این آدم دست به حرام نمیزند، دست به خیانت نمیزند، دروغ نمیگوید، غیبت کسی را نمیکند، برای کسی توطئه نمیچیند. اینها گناهانی است که آدمِ متّقی از اینها پرهیز میکند. این، موجب میشود که حتی آن کسانی که اهل دین هم نیستند، خودش ان هم هیچ اعتقادی به دین ندارند، برای یک چنین آدمِ پاکیزۀ پارسائی احترام قائل بشوند. و مَن أحَبَّ أن یکونَ أتقَی الناس فلیَتوکَّل علی الله. چطوری میتوانیم باتقواترین باشیم؟ اگر میخواهید أتقی باشید، به خدای متعال توکل کنید! توکل به خدا معنایش این نیست که اگر انسان مشکلی دارد، بگوید توکلّ بر خدا. توکّل یعنی اعتمادکردن به خدای متعال، وقتی خدا میگوید از این عمل اجتناب کن! بدانیم که این، به ضرر ماست. وقتی خدای متعال برای ما نماز را فریضه میکند، اعتماد کنیم به این حکم الهی. توکل یعنی این. بدانیم این برای سعادتمان، برای رستگاریمان، برای سلامتِ روحمان لازم است، این پنج نمازِ فریضه، قدر اقلِّ لازم برای سلامتِ نفس انسان است. بیشتر خواندید، البته بهتر است، مفیدتر است. پس توکل به خدا یعنی اعتماد کردن به خدا، به وعدۀ الهی اعتماد کنیم، به حکم و تکلیف الهی اعتماد کنیم، به قدرت الهی اعتماد کنیم، به قول الهی اعتماد کنیم. بعضیها حتی به فرمایش صریح پروردگار هم اعتماد نمیکنند! خدا میگوید: إن تَنصروا الله یَنصرکم، از این صریحتر؟! و لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن ینصرُه، این هم با حرفِ تأکید. آیا از این صریحتر؟! نصرت کنیم خدا را، یقین داشته باشیم، اعتماد کنیم به اینکه خدای متعال ما را نصرت خواهد کرد، سوء ظن نداشته باشیم. سوءِ ظنِّ به خدای متعال که در سورۀ إنّا فَتحنا، چقدر آنرا مذمّت کرده است. پس توکل، خود، موجب تقواست. وقتی به خدای متعال اعتماد کردید، فهمیدید این که میگوید اینجا نرو! این کار را نکن! این را نگو! این را نخور! این، به نفع شماست. وقتی حرف خدا را گوش کردید، مثل نوجوانِ شما که به او میگویید آقاجان! با این ننشین! با او نرو! این کتاب را نخوان! این فیلم را تماشا نکن! اگر به شما اعتماد کند، حرف شما را قبول داشته باشد، رستگار خواهد شد، فایده خواهد دید.
ارتباط اعتماد و توکّل به خدای متعال، با تقوا اینطوری است.[1] امالی، صفحۀ 381
دوشنبه مغرب اعتقادی ۱۴۰۲/۹/۱۳
موضوع: #سو_ظن
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. امیر المومنین علیه السلام در روایتی برای دوری از قضاوت نادرست مردم دو نکته می فرمایند:
نکته اول : مَن وَقَف نفسَه موقِفَ التُّهَمَة فلایَلومَنَّ مَن أساءَ به الظَنَّ. کسى که خود را در جایگاه تهمت قرار دهد نباید کسى را که به او گمان بد مى برد سرزنش کند. دوری از موضعت تهمت یعنی بنابر این حدیث شریف باید رفتار ما در زندگی به گونه ای باشد که زمینه گمان بد را برای خودمان ایجاد نکنیم که بخواهیم بعدش توجیه و پاسخ بدهیم.البته کسی که گمان بد به کسی پیدا می کند حق اظهار و ابراز آن را ندارد اما باید توجه داشت که ما خودمان زمینه بدگمانی را برای دیگران آماده نکنیم.لذا به همین جهت در انتخاب دوست و هم نشین دقت کنیم و از انتخاب افرادی که به مرتکبین گناه کبیره معروف هستند دوری کنیم. و به بهانه اصلاح آنان خود را دوست صمیمی آنها معرفی نکنیم.
نکته دوم: مَن کَتَم سِرَّه کانتِ الخِیَرَةُ بِیَدِه. کسی که راز خود را پنهان نگه میدارد، اختیار دستِ خودش است. راز را به دیگری که گفتید، اختیار از دست شما خارج شد. او میرود به سوّمی میگوید، سوّمی به چهارمی میگوید. اگر بخواهید این سرّ، این راز پنهان بماند، باید مکتوم نگه بدارید. هر سخنی که از دو نفر بگذرد دیگر پنهان نمی ماند و آشکار می شود و به تعبیری اگر از دو لب بگذرد دیگر راز نخواهد بود.
در پایان نکته ای مهم را درباره آداب زیارت یادآوری میکنم که لازم است زائران محترم توجه بیشتر نمایند ما در حرم مطهر در محضر ولی خدا هستیم که بر اساس روایات، امام علیه السلام سخن ما را میشنوند و سلام ما را پاسخ میدهند. حضور در پیشگاه امام علیه السلام اقتضاء میکند که از بلند کردن صدا در حرم مطهر و اطراف ضریح مطهر پرهیز شود حتی صلوات هم آهسته فرستاده شود تا ضمن حفظ احترام مقام امام علیه السلام و رعایت ادب حضور مزاحمتی برای حضور قلب زائران ایجاد نشود و همچنین همه زائران عزیز با لباس مناسب به حرم مطهر مشرف شوند و خواهران گرامی در همه مکانها خصوصاً حریم قدس رضوی با حجاب و پوشش کامل حضور پیدا کنند.
تعجیل فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سلامتی مراجع عظام خصوصا امام خامنه ای حفظه الله صلوات
الشرط الثانی: قصد المسافة- درس 95
جلسه 95، سه شنبه 1394/8/19
حدیث:
عن ابی جعفرٍ الباقر«علیهالسلام»، عن ابیه، عن جدِّه«علیهمالسلام» قال: قال امیرُالمؤمنین«علیهالسلام»: مَن وَقَف نفسَه موقِفَ التُّهَمَة فلایَلومَنَّ مَن أساءَ الظَنَّ به، یا مَن أساءَ بِه الظنّ. وقتی در موقفی، در جایی خودتان را قرار میدهید که جای تهمت است، اگر کسی به شما سوء ظنّ بُرد، او را ملامت نکنید! از مواقف تهمت دوری کنید! اگر دوری نکردید، طبعاً کسی که شما را در آن موقف دید، به شما سوء ظن پیدا میکند. بعضی از ما در بعضی از رفتارهایمان، چه در زمینۀ مسائل داخلی، چه در زمینۀ مسائل خارجی، طوری مشی میکنیم که به ما سوء ظنّ پیدا کنند! البته بیننا و بین الله ممکن است مسأله حل شده باشد، مشکلی وجود نداشته باشد، امّا اگر کسی به ما سوء ظنّ پیدا کرد، او را نباید ملامت کنیم، بگوییم چرا به ما سوء ظنّ پیدا کردی؟! خودت کردی، خودکرده را تدبیر نیست. گفت: رئیس طلاب در مدرسه طلبهها را جمع کرد، نصیحتشان میکرد، گفت: إتَّقوا مواضع التُّهَم! آخوند تو هم! فرق نمیکند، از مواضع تهمت بایستی پرهیز کرد. البته شما نمیتوانید آن کسی را که به شما سوء ظنّ پیدا کرده است ملامت کنید، اما این دلیل نمیشود آن که سوء ظن پیدا کرده، این سوء ظنّ خود را لباس واقعیت بپوشاند! فرض کند که این واقع است و برود اینجا، آنجا بگوید، شایعه درست کند. این هم آنطرفِ قضیه است.
جملۀ دوّم: و مَن کَتَم سِرَّه کانتِ الخِیَرَةُ بِیَدِه، کسی که راز خود را مکتوم نگه میدارد، اختیار دستِ خودش است. راز را به دیگری که گفتید، اختیار از دست شما خارج شد. او میرود به سوّمی میگوید، سوّمی به چهارمی میگوید. اگر بخواهید این سرّ، این راز پنهان بماند، باید مکتوم نگه بدارید. گاهی اوقات این راز، راز شخصی است. هر کسی بالاخره در زندگیِ شخصیِ خود اسراری، رازهایی دارد که مایل نیست دیگران بفهمند؛ مسائل خانوادگی، مسائل داخلی، مسائل شخصی، مسائل شغلی، و گاهی اسرار اسرارِ مملکتی است! شما مطلع میشوید مثلاً از یک تدبیری در مورد یک مسألۀ مهمِ داخلی یا خارجی، که این تدبیر باید مکتوم بماند. وقتی مطلع شدید، اگر پیش خودتان نگهداشتید، فبها و نعمت؛ اما اگر به دیگری گفتید، مثل اینکه گاهی انسان به رفیقِ محرمش میگوید، گاهی به همسرش میگوید، این، دیگر از دست رفت، دیگر اختیارش دستِ شما نیست. که این را هم بایستی مراعات کرد؛ و کُلَّ حدیثٍ جاوَز اثنَینِ شاع، هر سخنی که از دو نفر تجاوز کرد، افشاء خواهد شد.
بعضیها گفتهاند که اِثنَین یعنی این دو لب، حرف از این دو لب وقتی تجاوز کرد، دیگر راز نخواهد بود.[1]
سلام علیکم- بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند در قرآن می فرماید: (وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ) «هر کسی غیر اسلام دین دیگری برگزیند از وی پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانکاران خواهد بود)), (آیه 85 آل عمران )
در مورد افراد دیگر ادیان و مذاهب باید گفت: آنان به سه دسته تقسیم مىشوند که هر یک حکمى جداگانه دارند:
1- با اسلام و تشیع آشنا شده؛ ولى به دلیل تعصّب یا عناد و لجاجت از پذیرفتن آن سرباز مىزنند. چنین افرادى اهل جهنماند.
2- با اسلام و تشیع آشنا نیستند؛ ولى در جهالت خود مقصراند؛ یعنى، از وجود دینى به نام اسلام یا مذهبى به نام تشیع مطلعاند؛ ولى با وجود همه امکانات و شرایط لازم براى جستوجوى حقیقت اقدامى نمىکنند. چنین افرادى در حد تقصیر خویش روز قیامت مجازات مىشوند.
3- با اسلام آشنا نیستند و در جهالت خود نیز تقصیرى ندارند؛ بلکه یا اصلاً به گوششان نخورده یا آنکه امکان تحقیق براى آنان وجود نداشته است و تنها هر آنچه را به آنها رسیده (مثل مسیحیت)قبول کرده و به آن عمل نمودهاند. چنین افرادى اهل جهنم نیستند و خداآنان را مشمول عفو و رحمت خود قرار مىدهد و اعمال آنها را با میزان حقیقتخواهى آنان و آنچه فکر مىنمودند حق است، مىسنجد.
خدواند ایمان و عمل صالح (إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ (:آیه 2 و3 عصر)) و با نیت خوب را از انسان می خواهد (إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ.(آیه 27 مائده)) وپیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:اِنَّما الاَعْمالُ بِالنّیّاتِ(تهذیب،ج1، ص83)
ممکن است عملی که خیلی با ارزش به نظر میرسد در واقع اصلاً ارزشی نداشته باشد و یا برعکس. پس ارزش واقعی اعمال وابستگی جدی به نیّت و انگیزه فاعل دارد؛چون نیّت، روح عمل میباشد. نیّت و هدف خیر، وقتی حاصل میشود که اعتقاد و ایمان به اصول دین از قبیل توحید و نبوت و معاد حاصل گردد. «تا عملی از راه ایمان، عقیده و نیّت, نورانیت و صفا پیدا نکند، به ملکوت الهی نائل نمیشود. عمل زمانی به این مرتبه والا میرسد که روح داشته باشد، روحِ عمل همان بهرة اخروی و ملکوتی آن است.
خداوند ما را جزء مسلمانان حقیقی قرار دهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد